فراخوانی ...
عوامل موثر در شیوه های رهبری در سازمان نسخه چاپی RSS
  • چهارشنبه 27 فروردین 1393 ساعت 9:37

     

      بمنظور اعمال مدیریت موثر و ارتباط موثر کارکنان و مدیریت در سازمانها موارد مطروحه زیر قابل توجه می باشد .

     

    1) توان رهبر سطح کارآیی او را تعیین می نماید در این رابطه استعداد بالقوه سازمان نیز مشخص می شود . رهبر فرصت تازه بوجود می آورد . بدون رهبری در سازمان موفقیتی حاصل نمی شود . در حقیقت کارائی سازمانی و فردی بستگی به قدرت رهبری دارد . از طرفی در سازمان همیشه افراد موفق و باهوشی یافت می شوند که می توانند تا آن حدی پیش روند که محدودیتهای توان رهبری ایشان اجازه می دهد .

     

    2) میزان حقیقی توانایی رهبری درجه نفوذ رهبر است نه بیشتر و نه کمتر . در سازمانها هر کسی رهبر نمی شود اما ممکن است یک رهبر ظهور نماید هنگامیکه از فردی تبعیت می کنند و کارکنان کنجکاوانه که وی چکار می کند مطمئن باشید که رهبری ممتاز وجود دارد در حقیقت رهبر راه نفوذ بر قلبهای کارکنان است رهبری اکتسابی نیست تنها چیزی که یک عنوان می تواند به همراه بیاورد اندکی زمان است که در آن فاصله می توان میزان نفوذ رهبر را در دیگران ملاحظه نمود در رابطه با رهبری پنج اصل وجود دارد افسانه مدیریت ، افسانه تجارت پیشگی ، افسانه دانش ، افسانه پیشگامان ، افسانه مقام باید برای دست یافتن به رهبری در سازمان زحمت زیادی کشید .

     

    3) رهبری با گذشت روزها و در طی زمان شکل می گیرد نه در یک روز بلکه با توجه به فرآیند و یا پیشرفت تدریجی و مداوم قابل تشکیل می باشد . رهبری مانند سرمایه گذاری است و بهره مرکب به آن تعلق می گیرد . رهبر شدن تا حد زیادی مانند سرمایه گذاری موفقیت آمیز در بازار سهام است اگر امید به این باشد که یک روز ثروتمند شویم احتمال موفقیت وجود نخواهد داشت اصولاً رهبران می آموزند ، رهبری چهار مرحله دارد تا زمانی که رهبر از ناآگاهی خــــود بی اطلاع است رشد نخواهد داشت و در مرحله ای نیز آگاه بودن به نادانی خود گام بزرگی برای شناخت حقایق می باشد در مرحله ای نیز رهبر رشد می کند و می داند که نتیجه می دهد و در نهایت برای رسیدن به رهبری حرکت می نمایـد و می آموزد . رهبر اصولاً مرد عمل است از طرفی هیچ موفقیتی یک شبه بدست نمی آید مگر در سایه تلاش و زحمت رهبری در سازمان که با تلاش خویش سازمان را متحول نماید .

      

    4) هر کسی می تواند سکاندار کشتی باشد اما برای تعیین مسیر حرکت کشتی و یا سازمانها رهبر لازمست . اصولاً رهبر مسیر حرکت سازمان را طراحی می کند و در این زمینه به قانون هدایت می بایستی توجه شود . هدایت گران قبل از آغاز حرکت تمام جوانب مسیر را در نظر می گیرند . رهبر کسی است که پیش از دیگران می بیند ، فـراتر از آنچه که دیگران می بینند و قبل از دیگران می بیند رهبر معمولاً بر اساس تجارت گذشته خود تصمیم گرفته و به آنچه دیگران می گویند گوش فرا می دهد از طرفی اوضاع سازمانی را بررسی و آزمایش و نتیجه گیریها را از روی اعتماد به نفس و واقع بینانه کنترل می نماید از طرفی بسیار مشکل است که بین خوش بینی و واقع بینی ، درک شهودی و برنامه ریزی ، اعتماد به نفس و واقعیت تعادل ایجاد نمود اما لازمه وجود آن یک رهبر هدایت گر اثربخش باشد آنست که این تعادل را برقرار سازد . اصولاً رمز قانون هدایت توسط رهبرآمادگی است و موانع اصلی یک برنامه ریزی موفق ترس از تغییر ، غفلت از ناآگاهی ، عدم اطمینان از آینده ، عدم قدرت تخیل هستند و این اندازه پروژه نیست که قبولی ، حمایت و موفقیــت آن را تعیین می کند بلکه این توان رهبری است که تعیین کننده است .

     

    5) وقتی که رهبر واقعی صحبت می کند ، همه گوش فرا می دهند ، رهبر واقعی قدرت را نگاه دارد نه فقط مقام را ، قدرتمند بودن در ادعای قدرت نیست بلکه در این است که قدرتمند باشید دیگر نیازی به ادعای آن نیست اگر اختلافی بین آنکه جلسه ای را رهبری می کند و آنکه مردم را رهبری می کند شخصی که جلسه را رهبری می کند رهبر واقعی نیست در چشم مردم رهبر دیده می شود معیار رهبری نقطه شروع رهبری نیست بلکه نقطه اختتام آنست گواه رهبری فرد در پیروان اوست رهبر دارای منش و دانش و اطلاعات و بینش و بصیرت ، درک و بینش شهودی و سابقه همکاری که دارای موفقیت اقدامات در گذشته می باشند بوده مردم به یک سخنران گوش می دهند نه ضرورتاً به این دلیل که حقیقتی در پیام ارتباطی او می باشد بلکه به این دلیل که برای سخنگو احترام قائل هستند .

     

    6) پایه و اساس رهبری اعتماد است نباید مشکل در تصمیمات باشد تا مشکل رهبری وجود داشته باشد هر موفقیت نتیجه اعتماد می باشد وقتی نوبت رهبری می رسد نمی توانید میان بر بزنید حتی اگر مدت مدیدی باشد که افراد خود را رهبری نموده باشید برای ایجاد اعتماد یک رهبر خصوصیات زیر را از خود نشان دهد ، لیاقت ، ارتباط و شخصیت ، شخصیت ارتباط را بطور مداوم برقرار می نماید شخصیت اعتماد را ممکن می سازد و این اعتماد است که رهبری را میسر می سازد و در یک کلام این قانون پایه استوار است هیچ فردی نمی تواند به ماورای حدود تواناییهای شخصیتی خود صعود کند رهبران احترام را با تصمیم گیریهای منطقی ، اقرار به اشتباهات و ارجح دانستن خیر و مصلحت زیر دستان و سازمانشان بر مسائل شخصی خویش کسب می نمایند .

     

    7) طبعاً مردم از رهبرانی پیروی می کنند که از خودشان قویتر هستند یک رهبر بولادین بوده و احترام او رو به افزایش می باشد . رهبری حدس و گمان نیست هر قدر یک رهبری دارای توانایی بیشتری باشد سریعتر رهبری و یا عدم رهبری را در دیگران خواهد شناخت رهبر باید بداند که می داند و قادر باشد که مسائل را بطور همه جانبه برای آنهایی که در اطراف او هستند روشن کند او می داند بزرگترین امتحان برای صحت اندازه گیری احترام هنگامی انجام می شود که یک رهبر تغییر اساسی در سازمان بوجود می آورد .

     

    8) رهبران هر چیزی را با تعصب و جهت گیری رهبرانه ارزیابی می کنند بهترین رهبران رهبری می کنند و پاسخ می دهند و این شم بر آگاهی استوار است یک رهبر باید هر موقعیتی را پیش بینی کند و بطور غریزی و بر اساس شم خود بازی مناسب با آن موقعیت را طراحی نماید افراد برای برانگیخته شدن به یک هدف نیازمندند توانایی فطری و مهارتهای آموخته شده باعث می شود امور مسائل رهبری در رهبران پیشرفتی ناگهانی داشته باشند رهبران مسیرها و انحراف و موانع را پیش بینی نموده و افکار افراد را می خوانند رهبرانی که می خواهند موفق شوند دارائیها و منابع خود را برای نفع سازمان به حداکثر می رسانند رهبری پیش از آنکه علم باشد هنر است .

     

    9) افرادی که جذب می کنید به این که رهبر چه کسی هستید بستگی دارد آنهایی که استخدام می شوند توسط خواست رهبر تعیین نمی شوند بلکه آنچه آنها را تعیین می کند اینست که خود آنها چه کسی هستند . ممکن است که رهبر بجای افرادیکه با او شباهتهایی دارند عده ای را استخدام کند که با او متفاوتند اما این افراد آنهایی نخواهند بود که بطور طبیعی جذب او شوند اگر فکر می کنید که پیروان رهبر منفی هستند اول بهتر است کارکنان نگرش خود را مورد بررسی قرار دهند . هر چه رهبر بهتر باشد رهبران بهتری را جذب خواهد نمود .

     

    10) قبل از این که رهبران از پیروان خود همکاری بخواهند در قلب آنها نفوذ می کنند هرگز قادر نخواهید بود که مردم را بعمل وادارید مگر آنکه ابتدا احساسات آنان را تحریک کنید قلب از فکر مهمتر است هر چه ارتباط و اتصال بین افراد قوی تر باشد احتمال بیشتری وجود دارد که پیرو بخواهد به رهبر کمک کند برای ارتباط با افراد یک گروه با آنها بصورت فردی ارتباط برقرار کنید و این وظیفه رهبر است که همیشه گام اول را در ایجاد ارتباط بردارد .

     

    11) ظرفیت رهبری هر فردی را افرادی که از همه بوی نزدیکترند تعیین می کنند و در همین راستا هر چقدر هم که در جهت بالا بردن ظرفیت رهبری رهبران رده های پائین تر تلاش شود آنها هرگز قادر نیستند که سازمان را به آن نقطه ای که باید برسانند سوق دهند بدیهی است زمانی که افراد مناسب و شایسته ای در سازمان فعالیت دارند ظرفیت رهبری به سرعت بالا می رود .

     

    12) فقط رهبرانی قوی که اعتماد به نفس دارند به دیگران قدرت تفویض اختیار می نمایند بهترین مدیر کسی است که قادر است افرادی خوب را برای کارایی که می خواهند انجام شود انتخاب کند و آنقدر خوددار باشد تا از مداخله در کارهایی که آنها انجام می دهند پرهیز نماید میزان توانایی افراد توسط توانایی تفویض قدرت راهبران آنها تعیین می شود رهبری با بالا بردن قدرت دیگران اعتبار و شخصیت خواهد داشت وقتی قدر و منزلت دیگران را پائین می آید قدر و منزلت رهبر نیز پائین می آید .

     

    13) فقط یک رهبر است که می تواند رهبر دیگری پرورش دهد رهبران اصولاً دارای توانایی و استعداد الهی ، مبارزه با بحرانها و تاثیر و نفوذ در رهبران دیگر را نیز دارند .

     

    14) مردم قبل از اینکه به بصیرت و بینش رهبر ایمان آورند بخود رهبر ایمان می آورند . رهبر اول از همه رویا و بعد مردم را می یابد و مردم اول رهبر و بعد رویا را می یابند مردم از رهبران ارزشمندی پیروی می کنند که اهداف با ارزشی را پیش می برند .

     

    15) رهبران راهی برای پیروزی تیم خود می یابند رهبران پیروز احساس می کنند که انتخاب شکست بجای پیروزی کاملاً غیر قابل قبول است بنابراین همیشه این تصور را دارند که چه کنند تا پیروز شوند و بعد با تمام امکانات و قوا تصمیم خود را دنبال می نمایند . در مواقع فشار و مشکلات زیاد رهبران بزرگ بیشترین سعی خود را برای موفقیت مصروف می دارند و هر آنچه را که بالقوه در اختیار دارند به معرض نمایش می گذارند رهبرانی که قانون پیروزی را در عمل پیاده می نمایند در برنامه خود هیچ انتخاب دومی در برابر انتخاب اول خود یعنی پیروزی قرار نمی دهند .

     

    16) انگیزه بزرگ بهترین دوست رهبر است مبارزه با موج ناآرامی از انگیزه منفی است رهبران همیشه راهی را برای شروع کارها خواهند یافت رهبران نسبت به گسترش انگیزش در سازمان اقدام نمایند اصولاً انگیزه به زیردستان کمک می نماید که بهتر از آنچه که از آنها انتظار میرود عمل نمایند انگیزه قوی ترین عامل تغییر است .

     

    17) رهبران می دانند که فعالیت لزوماً موفقیت نیست : یک رهبر کسی است که از بلندترین درختان بالا می رود تمام موقعیتها را در نظر می گیرد و فریاد می زند جنگل را اشتباه آمده ام سه عنصر کلیدی رهبری نیاز ، بازده بیشتر در سازمان ، سود و پاداش ، شناخت اولویتها در رهبری حائز اهمیت است .

     

    18) رهبر برای اینکه صعود کند باید ضرر را تحمل نماید و از خود نیز بگذرد رهبری برای نجات سازمان اقدام می نماید و می بایستی از منافع خود نیز بگذرد رهبری زمانی که راه حل دیگری وجود ندارد باید یکبار دیگر از خود گذشتگی به خرج دهد رهبری یعنی ارائه الگو هرگاه خود را در موقعیتی بیابید که رهبری گروهی را بعهده دارید زیردستان شما همه کارها و حرکاتتان را تقلید خواهند نمود در حقیقت از خود گذشتگی در رهبری فرآیندی است در حال جریان و مداوم و بهایی نیست که آنرا یکباره پرداخت نمایند رهبران باید از خود بگذرند تا به مقامات بالاتر برسند پس برای ادامه کار خود باید بیش از پیش از خود بگذرند هر چه مردم بخواهند به سطوح بالاتری از رهبری دست یابند باید از خود گذشتگی بیشتری داشته باشند .

     

    19) اینکه چه زمانی رهبری کنیم همان اندازه حائز اهمیت است که چه بکنیم و به کجا برسیم اگر یک رهبر مکرراً نشان دهد که قضاوت ضعیفی دارد حتی در مسائل بسیار پیش پا افتاده و کوچک ، مردم فکر می کنند که واقعاً در انتخاب او به عنوان رهبر مرتکب اشتباه شده اند . زمانی که رهبر شایسته است و مناسبت زمانی نیز وجود دارد نتایجی باور نکردنی حاصل می شود .

     

    20) برای رشد بیشتر سازمان زیردستان را رهبری کنید و برای چند برابر کردن رشد سازمان رهبران را رهبری کنید . رمز رشد و موفقیت در رهبری است هر رهبری که از قانون رشد انفجاری و فزاینده استفاده نماید زیردست بنوع ریاضیات یک رهبر تغییر می نماید رهبر ممکن است از راه دور پرورش یابد .

     

    21) ارزش بجا ماندگی یک رهبر توسط چگونگی جانشینی او اندازه گیری می شود رهبری یکی از چیزهایــی است که نمی توان آنرا به کسی محول نمود و یا باید آنرا اجرا نمود و یا از آن کناره بگیرید رهبرانی هستند که برای سازمان خود میراث جانشینی باقی گذاشته و با دیدی وسیع و آینده نگری رهبری می نمایند رهبر ممکن است فرهنگ خلق نماید رهبر در هنگام ترک سازمان با صداقت و درستی آنرا ترک می نماید فقط زمانی که رهبر چنان عمل کند که سازمان او کارهای بزرگی را بدون حضور او انجام دهد در آن صورت است که ارثی از او باقی خواهد ماند بهرحال موفقیت و یا ناکامی در هر کاری به رهبری بستگی دارد .

     

    هنر مدیریت اثرگذار

     

    یک مدیر اثرگذار دارای شاخصهای زیر می باشد .تاثیر هنــر مدیریت اثرگذاری بر روحیه کارکنان بسیار دارای اهمیت می باشد .

     

    1- استفاده از زبان بعنوان رمز موفقیت در مدیریت اثرگذار می باشد .

     

    2- نفوذ از قدرت چشم و گفتار بیصدا و ارتباط با کارکنان در این زمینه موثر می باشد .

     

    3- مدیریت اثرگذاری نوعی بازی است بعبارتی اثرگذاری خود ایجاد انگیزه در کارکنان می نماید مدیریت اثرگذار موجب افزایش راندمان کار می شود مدیریت اثرگذار ریا نمی کند در حقیقت مدیریت اثرگذار بطور آشکار عمل می کند .

     

    4- یک مدیر از نشانه های دست و سرو سایر نشانه ها بنحو مطلوبی استفاده نموده و موفقیت سازمان را تضمین می نماید در استفاده از کلام نیز با زیبایی سخن می گوید ، جهش ابرو ، جلوگیری از سوء استفاده از برخورد چشمی و گفتار ، نحوه نگاه کردن در صورت و افزایش قدرت نگاه در رفتار سازمان بسیار موثر می باشد . 

     

    5- مدیریت والدین در خانواده با نوازش فرزندان همراه باشد تا اثرگذار باشد .

     

    6- در مذاکرات مدیر ارتباط دوستی قدرت اثرگذاری وی را نشان می دهد .

     

    7- اهمیت عزت نفس در مدیر بسیار حائز اهمیت است / قواعد طلایی بالا بردن عزت نفس در کارکنان باید تقویت شود .

     

    8- مدیران می بایستی از عصبانیت پرهیز نمایند و با برخورد دلخواه تصویر مناسب رفتاری را ارائه نمایند .

     

    9- مدیریت عاشق خود و کارکنان باشد در این زمینه آموزش خود شیفتگی تهیه گردد .

     

    10-  خیلی از مردم از ظاهر خود متنفرند لذا شرایطی فراهم آید که از تظاهر نمودن در سازمان پرهیز گردد .

     

    11-        تلاش شود که تصویری ماندگار در اذهان همه باقی بماند .

     

    12-        ورزش نمودن برای روحیه مدیر و کارکنان بسیار موثر می باشد .

     

    13-        خودسازی در ابعاد دینی و مذهبی مورد تاکید قرار گیرد .

     

    14-  ایجاد آرامش فکری و افکار آرام در زمینه اجرای مدیریت حائز اهمیت است . تصور کنید که در یک میدان مبارزه قرار دارید برای موفقیت در گفتار بیصدا و آرامش فکری اقدام گردد .

     

    15-  انتقال مفاهیم و گرایشهای ذهنی بنحو مطلوبی انجام و با خنده رویی و خوشحالی مشکلات سازمان و افراد رفع گردد زبان اسرارآمیز خنده ها مهم است مسائل شخصی و برخوردهای نزدیک نیز بایستی کنترل شده باشد .

     

    16-  برخوردها به احوال پرسی مبدل شود . در این زمینه جهت گیری برقراری تماس ، مشارکت ، جدایی ، دور شدن ، برخورد از نزدیک و مذاکره با کارکنان مهم است ، قدرت نهفته در دست دادن بطور کل گرم کردن دست با استفاده از تصورات ذهنی می باشد ، دست دادن به همکاران نیز قابل ارزیابی می باشد و شیوه های دست دادن مهم است .

     

    17-        مدیریت و کارکنان از نقص قوانین در سازمان پرهیز نمایند .

     

    18-  همکاری در سازمان بین واحدهای سازمانی و مسئولین ، مدیران دارای اهمیت است .

     

    19-  شخصیت انسانی در سازمان در بین مدیر و کارکنان حفظ شود با فصیح صحبت نمود و عاشق و خلاق بود از تندگویی و بزدلی پرهیز شود .

     

    20-        نگاه و مصاحبه در بین کارکنان سازمان مطلوب باشد .

     

    21-  رمز موفقیت آمیز یک نمایش قدرت در توانایی کارکنان یک سازمان در کنترل زمان و فضای شخص مقابل نهفته است.

     

    22-        فضای مناسبی جهت استقرار نیروها در سازمان تدارک دیده باشد .

     

    پیشنهادات موثر برای مدیریت موثر

     

    در این رابطه موارد زیر را توصیه می نماید .

     

    کاری کنید که رویای همگان به واقعیتها تبدیل شوند .

     

    انتقال رویا به دیگران مسئله ای ساده نیست چون رویاها ذاتاً پدیده ای شخصی و منحصر به همان شخص می باشند آن چنان بایستی بر قلب و روح و فکر و اندیشه کارکنان تسلط پیدا نمود که با تحریک احساسات کاری موفق ارائه نمایند اصولاً خلاقیت زنده نتیجه رویا پروری است . پناه بردن به خیال پردازی باعث تقویت همکاری است ایده های خوب تا حصول عمل پیگیری نمایند بهتر است باورش کنید .

     

    ایمان به نوآوری و خلاقیت

     

    برخی از مدیران نوآوری را سراپا مضر می دانند بعضی ها تصور می نمایند که اگر قرار است نوآوری و خلاقیت را در سازمان حاکم کنیم سازمان را می بایستی با انقلابی روبرو نمائیم لذا اینگونه نیست لازمست که در رابطه با نحوه تولید ، ارائه خدمات و فرایندها را با تولید محصولات ، نوآوری محصولات اقدام نمایند در حقیقت باید به نوآوری و خلاقیت ایمان بیاوریم بصیرت مشترک در بین کارکنان سازمان نیز دارای حائز اهمیت می باشند .

     

    شما هرگز مشتری نیستید بلکه همیشه میهمانان ما می باشید .

     

    محصول را برای خود کارکنان در سازمان تولید نمی نمائیم بلکه باید از خواسته های مردم آگاهی داشت و تولید را برای آنها انجام داد باید به مشتری ارزش داد و برای مشتری ارزش قایل شد . لازمست انواع خوشامدگوئیها برای مشتریان امتحان کنیم معهذا شیوه اخذ موفقیت در برقراری ارتباط واحدهای کارکنان با هم و مدیریت سازمان با کارکنان بسیار مهم می باشد . باید نقش خویش را در رفتار با مشتری بنحو مطلوبی ایفاد نمود بعبارتی حل مشکلات مشتریان فوری از ایجاد نوآوری خواهد بود . روش عالی و خدمات عالی را به مشتری می بایستی ارائه نمائیم .

     

    همه برای یکی و یکی برای همه

     

    معمولاً دستها ، قلبها و افکار بسیاری بر کار مشخصی که از سوی فردی ارائه می گردد تاثیر می گذارند بهر حال یک دقت اجمالی روحیه بخش ضروری است . باید به روند فعالیتهای یک سازمان جان تازه ای بخشید جهت موفقیت در سازمان لازمست تلاش همه جانبه ای انجام پذیرد باید در دیدگاه اصلی اهداف سازمان همه سهیم باشند و مشارکت و مسئولیتها را گسترش دهیم مشارکت متضمن سعادت است کیفیت محصول را باید با بازسازی کامل آن از طریق مشارکت صورت داد .

     

    تمرین ، تمرین و کار و تلاش

     

    رشد و توسعه کلیه سازمانها مستقیماً تحت تاثیر رشد و توسعه نیروهای انسانی سازمان می باشد . باید شدید کار کرد و هر فرد در سازمان نقش خود را بخوبی در انجام وظایف ایفاد  نمود .

     

    راز موفقیت در سازمان

     

    راز موفقیت مدیر و کارکنان در سازمان به هفت مورد بستگی دارد . شناخت مشتریان ، مفهوم خدمت ، ارزش آفرینی مشتری پسند ، معیارهای بهسازی عملکرد ، مدیریت شکایتهای مشتری در راه افزایش سود ، وفادار سازی ، انسانها منبع خدمات برجسته اند ، چرخ ثروت آفرینی مدیریت خدمات اصول هفتگانه راز موفقیت در سازمان می باشد .

     

    موثر نبودن بیشتر ارتباط ها

     

    با وجود آنکه ارتباط بین فردی جزو بزرگترین پیشرفتهای بشر به شمار می آید ، اما انسانهای معمولی قادر به برقراری یک ارتباط خوب و موثر نیستند یکی ازجنبه های طنزآمیز تمدن نوین آن است که اگرچه توسعه ابزارهای مکانیکی ارتباط ، از آخرین مرزهای دست یافتنی تخیل نیز گذشته است ، اما اغلب مردم برقراری ارتباط رویاروی را کاری دشوار می یابند .

     

     هر قدر احساسات دردناکتر ، خجالت آورتر و ناگوارتر باشند افشا کردن آنها حساس تر ، شکننده تر و فشرده تر خواهد بود . بر همین قیاس ، این نکته نیز بسیار نادر است که افراد برای درک واقعی آنچه طرف مقابل می گوید با اشتیاق به او گوش فرا دهند .

     

    ارتباط ناموثر موجب فاصله بین فردی عمیقی می گردد که در همه جنبه های زندگی و همه بخشهای جامعه تجربه می شود . پیامد فروپاشی ارتباط در اغلب موارد تنهایی ، مشکلات خانوادگی ، عدم صلاحیت و نارضایتی شغلی ، فشار روانی ، بیماری جسمی و حتی مرگ خواهد بود . علاوه بر ناامیدی شخصی و اندوه ناشی از آن ، در حال حاضر شکاف بین فردی نیز یکی از مسایل عمده اجتماعی در جامعه غمگین ما به شمار می رود .

     

    پنج مجموعه مهارتی

     

    مهارتهای گوش کردن : این روشها که فرد را در فهم واقعی گفته های دیگران توانا می سازند شامل راههای جدیدی برای پاسخ دادن هستند . پاسخهایی که طرف مقابل با مشاهده آنها احساس می کند مشکلات و احساساتش درک شده اند . هنگامی که مهارتهای گوش کردن به نحوی مناسب به کار رود اغلب فرد دیگر میتواند بدون اتکاء به شما مشکلات خود را حل کند .

     

    مهارتهای ابراز وجود : این رفتارهای کلامی و غیرکلامی شما را قادر می سازد که احترام خود را حفظ کنید ، نیازهایتان را ارضاء کنید و بدون توسل به فریبکاری یا تقلب ، سوء استفاده و یا کنترل افراد دیگر از حقوق خود دفاع کنید .

     

    مهارتهای رفع تعارض : این توانایی ها به شما امکان می دهد که با اغتشاش هیجانی همراه با تعارض مواجه شوید ، اینها توانایی هایی هستند که وقتی بحث شدت گرفته است روابط صمیمی تر و دوستانه تری را ترویج می کنند .

     

    مهارتهای حل مشکل اشتراکی : مهارتهایی هستند که راه رفع نیازهای تعارض آمیز ، راضی نگهداشتن همه افراد گروه و حل مشکلات و تداوم آن را نشان می دهند .

     

    گزینش مهارت : این رهنمودها نیز در انتخاب مهارتهای ارتباطی متناسب با موقعیت به شما کمک می کنند .

     

    همه این مهارتها از ابزارهای ارتباطی پایه و ضروری برای روابط انسانی اثربخش و در حقیقت پایه های اصلی این روابط اند .

     

    مهارتهای گوش کردن

     

    اهمیت گوش کردن

     

    مطالعه بر روی افراد شاغل در زمینه های متفاوت نشان داده است که 70 درصد لحظه های بیداری آنان به برقراری ارتباط می گذرد و از این زمان ، نوشتن 9 درصد ، مطالعه 16 درصد ، صحبت کردن 30 درصد و گوش کردن 45 درصد را به خود اختصاص می دهد . زمینه یابی های دیگر نیز ، بر مقدار زمان زیادی که افراد شاغل در زمینه های مختلف ، صرف گوش دادن می کنند تاکید دارد . گوش کردن اثربخش از آن جهت مهم است که شما زمان زیادی از هر روز را به آن اختصـاص می دهید .

     

    متاسفانه فقط عده معدودی از افراد ، شنوندگان خوبی به شمار می روند .

     

    عملاً بی هیچ استثنائی می توان گفت که افراد ، در مجموع نمی دانند چگونه باید گوش کنند . آنان گوشهای بسیار شنوایی دارند . اما به ندرت توانسته اند مهارتهای ضروری را کسب کنند که امکان دهد گوشهایشان برای آنچه گوش کردن نام دارد به کار رود . تقریباً همیشه ، حرفهای گوینده از یک گوش وارد می شود و از گوش دیگر خارج می شود .

     

    در جامعه ما ، یکی از دلایل عمده گوش کردن نامناسب آن است که بیشتر ما آموزش مقدماتی بسیار عمیقی را برای گوش نکردن دریافت می کنیم .

     

    اغلب ما آموزش دیده ایم که شنوندگان نالایق باشیم اما از قضا بیش از هر کار دیگری ، وقت خود را صـرف گوش کردن می کنیم و کیفیت این فعالیت تاثیر شدیدی بر ابعاد شخصی و حرفه ای زندگی ما می گذارد .

     

    مجموعه مهارتهای گوش کردن

     

    برای بسیاری از افراد ، یادگیری اینکه چگونه شنونده ای کارآمد باشند ، تکلیفی دشوار است اما رویکرد ما به وسیله تمرکز بر مهارتهای منفرد و یا مجموعه هایی کوچک از مهارتها ، فرآیند یادگیری این تکلیف را آسان می سازد به طوری که افراد می توانند در زمانی خاص بر روی یک مهارت و یا یک مجموعه متمرکز شوند .

     

    مهارتهای توجه

     

    توجه کردن به معنای اختصاص توجه جسمی به فرد دیگر است . گاهی اوقات ما از توجه بعنوان گوش کردن با تمام بدن یاد می کنیم . توجه کردن ارتباطی غیرکلامی است که نشان می دهد شما به فرد در حال صحبت ، دقیقاً گوش می دهید . مهارتهای توجه کردن شامل حالت درگیر بودن ، تحرک جسمانی مناسب ، تماس چشمی و محیط غیر مزاحم است .

     

    اثرات توجه و عدم توجه

     

    توجه اثربخش ، کارایی بسیار زیادی در روابط بشری دارد . توجه کردن به طرف مقابل نشان می دهد که شما به او و صحبتهایش علاقمندید . به همان نسبت که توجه نکردن مانع صحبت گوینده می شود این مهارت بیان مهمترین موضوعات موجود در ذهن و قلب او را تسهیل می کند .

     

    حالت درگیر بودن

     

    از آنجا که زبان بدن یا تن اغلب با صدایی رساتر از واژه ها صحبت می کند « حالت درگیر بودن ، برای گوش کردن اهمیتی بسزا دارد . » ارتباط هنگامی ترویج می شود که شنونده با بدنی مایل به جلو ، در فاصله ای مناسب رودرروی طرف مقابل قرار گیرد و با وضعیتی گرم و پذیرا ، هشیاری همراه با آرامش خود را به او انتقال دهد .

     

    شنونده خوب در جریان گفتگو از طریق هشیاری همراه با آرامش بدنی توجه داشتن خود را انتقال می دهد . هدف ، برقراری تعادل میان آن نوع از آرمیدگی است .

     

    رعایت یک فاصله مناسب با گوینده ، جنبه بسیار مهمی از گوش کردن است .

     

    تحریک جسمانی مناسب

     

    حرکت مناسب بدن ، برای خوب گوش کردن ضروریست . گوش کردن ، حرکت کردن است . گوش کردن ، حرکت داده شدن توسط شخص گوینده است به صورت جسمی یا روانی فرد بی تحرکی را که به گوینده خیره شده است می توان به شکلی معتبر ، بعنوان شخصی ارزیابی کرد که گوش نمی دهد .

     

    تماس چشمی

     

    تماس چشمی اثربخش بیانگر میل و علاقه به گوش کردن است . این کار شامل تمرکز آرام چشم شنونده بر گوینده و تغییر گاه به گاه مسیر چشم از صورت او به بخشهای دیگر بدن مثل دست در حال حرکت و سپس برگرداندن نگاه به صورت تا برقراری مجدد تماس چشمی می باشد . تماس چشمی ضعیف هنگامی روی می دهد که شنونده نگاه خود را از گوینده بر می گیرد ، یا به شکلی ثابت و مات به او خیره می شود ، و یا به محض آنکه گوینده او را نگاه می کند ، او به جای  دیگری می نگرد .

     

    تماس چشمی گوینده را قادر می سازد که میزان پذیرش خود و پیامش را از جانب شما ارزیابی کند این کار کمک می کند که او مشخص سازد وقتی در کنار شما قرار می گیرد تا چه حد امنیت دارد .

     

    محیط غیرمزاحم

     

    توجه کردن شامل ارائه یک توجه کامل و متمرکز بر فرد دیگر است. این کار در محیط هایی که به مقدار زیادی باعث حواس پرتی می شوند ، واقعاً غیرممکن است . محیط و غیر مزاحم ، یعنی محیط جذابی که ترس آور نبوده و موانع فیزیکی زیادی بین افراد ایجاد نمی کند شرایط تسهیل گفتگو را فراهم می آورد .

     

    توجه روانی

     

    بیشترین چیزی که از یک شنونده انتظار می رود حضور روان شناختی اوست . زیرا از او انتظار می رود که واقعاً به خاطر گوینده در آن موقعیت حاضر شده باشد . توجه فیزیکی بر حضور روانی می افزاید وقتی ما در محیط مناسبی قرار می گیرم ، تماس چشمی کافی و تحرک جسمی مناسبی داریم و قیافه درگیر بودن خود را حفظ می کنیم ، معمولاً توجه روان شناختی نیز بیشتر می شود چرا که توجه فیزیکی ما به فرد دیگر کمک می کند تا حضور روانی ما را هر چه بیشتر احساس کند .

     

    کار هشیارانه بر روی توجه

     

    با کمال تعجب در می یابیم که بیشتر افراد ، حتی قبل از اینکه مهارتهای توجه را به آنان بیاموزیم ، از دانش غیر رسمی و نسبتاً صحیحی در زمینه توجه کردن برخوردارند .  بنابراین اینکه ما برای آموزش مهارتهای توجه کردن ، چنین تلاشی از خود نشان می دهیم در واقع به دو دلیل است .

     

    قبل از هر چیز ، به این دلیل که آموزش مهارتهای توجه درک افراد را نسبت به نحوه توجه کردن دقیقتر می کند به این معنا که افراد بر میزان آگاهی خود از درک و فهم مبهم و نامشخص قبلی خویش می افزایند .

     

    دلیل دوم و مهمتر آنکه ما دریافته ایم تمرکز بر روشها و مزیتهای توجه کردن بسیاری از افراد را بر می انگیزد تا کاری را انجام دهند که اگر چه از قبل با نحوه انجام آن آشنا بودند اما تاکنون از آن غفلت می کردند تمرکز بر مهارت توجه ، به عنوان تجربه ای عمل می کند که باعث افزایش آگاهی افراد می شود و آنان را برای کاربرد این مهارتها بر می انگیزد .

     

    شش ویژگی ارتباط در سازمان

     

    در روابط سازمانی شش مشکل عمده وجود دارد که کاربرد گوش کردن انعکاسی در رفع آنها مناسب به نظر می رسد . چهار مورد از این مشکلات مربوط به گویندگان است و دو مورد دیگر در میان شنوندگان رواج دارد . اولین مشکل گوینده آن است که کلمات برای افراد مختلف ، معانی متفاوتی دارند . مشکل دوم این است که مردم اغلب پیامهای خود را به صورت رمز و به گونه ای بیان می کنند که معانی واقعی آنها پوشیده و پنهان است . سوم اینکه مردم بیشتر در حول و حوش و پیرامون موضوع مورد نظر صحبت می کنند آنان در حالی راجع به یک موضوع خاص صحبت می کنند که موضوعات دیگر برایشان از اهمیت بیشتری برخوردار است و بالاخره بسیاری از مردم در برقراری ارتباط با احساسات خود و نیز در کنترل سازنده آنها با مشکل مواجه اند . شنوندگان نیز مشکلات خاص خود را دارند آنان به سادگی نسبت به پیام گوینده دچار حواس پرتی می شوند و اغلب پیام را از طریق فیلترهایی می شنوند که عملاً بیشتر مطالب گفته شده را تحریف می کنند حال بهتر است هر یک از این مشکلات را به شکل دقیقتری بررسی کنیم .

     

    کلمات ، ابزارهای ارتباطی کم – دقت

     

    بیشتر تجاربی که تمایل زیادی به بیان آنها داریم به خوبی در کلمات و جمله ها جای نمی گیرند ما قادر نیستیم منظور خود را با دقت بیان کنیم . توفیق زبان در انتقال اطلاعات ، بیش از اندازه بزرگ جلوه داده شده است . ایده ها همچون هوایی که به درون اتاقی وارد شده و از در و پنجره های باز آن خارج می شــوند به درون کلمات رفته و از آنها خــارج می شوند .

     

    گوش کردن انعکاسی ، ارتباط را بهبود می بخشد زیرا به شنونده کمک می کند تا درک خود را از آنچه گوینده گفته است مورد کاوش قرار دهد . شنونده منعکس کننده ، در بخش های مختلف گفتگو برداشت خود را از گفته های طرف مقابل به زبان خویش تکرار می کند و در نتیجه اگر برداشت اشتباهی روی داده باشد گوینده می تواند آن را بلافاصله تصحیح کند .

     

    دخالت حدس و گمان در درک معنای رمز گوینده

     

    گاهی اوقات ما به احساس  دوسوگرایی و تردید شدیدی نسبت به تمایلمان برای ارائه یک توضیح صحیح و روشن در مورد خود دچار هستیم . بخشی از وجود ما به طور جداگانه مایل است که ما را به فردی دیگر بشناساند و بخشی دیگر مایل است که ما را همچنان ناشناخته و در اختفا باقی نگهدارد بنابراین اغلب متوجه می شویم که به شکلی مبهم راجع به افکارمان و از آن مبهمتر راجع به احساساتمان صحبت می کنیم .

     

     همه ما تمام زندگی خود را صرف رمزگذاری پیامهای خویش و از رمز خارج کردن پیامهای دیگران کرده ایم .

     

    متاسفانه تنظیم پیامهای رمزی همیشه تا این حد خوشایند نیست چرا که ما اغلب فراموش می کنیم این نکته را در نظر بگیریم که آیا لازمست پیام فرد دیگر را از رمز خارج سازیم یا نه باید به پیامهای مناسب توجه نمائیم .

     

    یکی از دلایل اصلی ارتباط اشتباه آن است که از رمز خارج کردن گفته های دیگران همیشه از طریق حدس و گمان انجام می گیرد  لذا می بایستی از حدس و گمان پرهیز نمود .

     

    شاید مشکل فعلی ، مهمترین مشکل نباشد .

     

    مردم به ندرت مکالمه را با در میان گذاردن مواردی شروع می کنند که بیشترین اهمیت را برای آنان دارد .

     

    هر فردی بخشهای متعددی از وجود خود را پنهان نگه می دارد هر کسی تا حدی ناشناس سفر می کند اما با وجود این اغلب ما بیشترین تمایل را برای بحث در مورد همان چیزهایی داریم که آنها را به دقیق ترین شکل پنهان می سازیم این مشکل به پدیده ای منتهی می شود که عموم مردم آن را حاشیه رفتن یا در پیرامون موضوع بحث کردن می نامند گوینده مستقیماً به اصل مطلب نمی پردازد و در واقع حتی ممکن است که به نکته اصلی آنچه می خواهد بگوید نیز اشاره ای نکند. اشتیاق گوینده برای صحبت در مورد یک موضوع او را مجبور به گفتگو با شما می کند اما ممکن است اضطراب او در مورد همان موضوع باعث شود که به صحبت در زمینه کاملاً متفاوتی بپردازد .

     

    گوینده ممکن است خود نسبت به هیجانهایش نابینا بوده و یا توسط آنها نابینا شده باشد .

     

    در جامعه ما مردم عموماً در حوزه احساسات خویش با دو مشکل مواجه اند از یک سو آنان از هیجانهای خود آگاه نیستند و از سوی دیگر گاه احساسات با چنان نیرویی در آنها به جوش می آید که عقل و خرد کارایی خود را از دست می دهند شخص خود را به شکلی خطرناک غیرقابل کنترل می یابد و قادر نیست سرنوشت خویش را در اختیار گیرد موقعیت اول هنگامی روی می دهد که ما نسبت به احساسات و هیجانهایمان کور هستیم و وضعیت دوم معلول نابینا شدن ما توسط این احساسات است اما به هر حال و در هر دو موقعیت گوش کردن انعکاسی روشی است که می تواند مفید واقع شود .

     

    بسیاری از شنوندگان به آسانی ، دچار حواس پرتی می شوند .

     

    بسیاری از شنوندگان وقتی که گوینده صحبت می کند به سادگی دچار حواس پرتی شده و در خیالات و اوهام خود غرق می شوند همچنین هر فردی حداقل چند فیلتر یا صافی هیجانی دارد که برخی از معانی یا منظورهایی را که برای او فرستاده می شوند متوقف یا تحریف می کند اکنون باید به راههایی بپردازیم که از طریق پاسخهای انعکاسی به شنونده کمک می کند تا به شکلی موثر با این مشکلات مواجه شود .

     

     

     

    فیلترها ، شنیده های شنونده را تحریف می کنند .

     

    سالها تجربه و شرطی شدن مغز را به گونه ای برنامه ریزی کرده است که بتواند احساسات شنیداری دریافت شده را کنترل کند . همانطور که یک منشی بسیار گرفتار و کارآمد مکاتبات را دسته بندی می کند و فقط مهمترین نامه ها را برای مرور شخصی مدیر خود کنار می گذارد ، برخی از صداها نیز بلافاصله نادیده گرفته می شوند در حالی که برخی صداهای دیگر توجه کاملی را به خود متمرکز می کنند .

     

    آزمون درستی : مجرایی برای صمیمیت

     

    از آنجا که برای همه انسانها بسیار دشوار است که هر آنچه را در ذهن و قلب خود دارند به طور واضح بیان کنند و از آنجا که تا این حد برای ما سخت است که بدون حواس پرتی یا تحریف به حرفهای دیگران گوش دهیم به شدت نیازمند آزمایش درست بودن (درک خود ) از گفتگوهایمان می باشیم . شنونده کارآمد برای بررسی میزان درستی مکرراً اصل مطلبی را که شنیده است برای ارزیابی هماهنگی درک خود با منظور گوینده منعکس می کند .

     

    عمل ، بهترین راه رفع شک و تردید

     

    توضیح بخشی از منطق گوش کردن انعکاسی به بسیاری از مردم کمک می کند تا تصدیق کنند که چرا این روش گوش کردن ، بهتر می تواند تفاهم بین فردی را تسهیل کند . این نظریه که به مشارکت یا توافق آگاهانه می انجامد ، به فرد دیگر امکان می دهد که راههای نوین برقراری رابطه را تجربه کند آن هم نه فقط به این دلیل که شخصی مقتدر از آن روشها حمایت می کند بلکه به این دلیل که ذهن خود او نیز با آن موافق است و گذشته از موارد دیگر ، قابل فهم نیز هست .

     

    اغلب مردم هنگامی که با مهارتهای گوش کردن انعکاسی آشنا می شوند نسبت به مناسب بودن این مهارتها برای زندگی خود مشکوک هستند و در اولین استفاده خود از این روشها احساس ناراحتی و ساختگی بودن می کنند . اما چنین احساسی فقط یکی از مراحل پیشرفت آنها در مهارت انعکاس است و اگر به استفاده خود ادامه دهند به زودی این مرحله را پشت سر می گذارند برخی از افراد شکایت دارند که این روش بسیار ساختارمند است اما وقتی می بینیم که کل ارتباط به شکلی اجتناب ناپذیر ساختارمند است ، و وقتی تصدیق می کنیم که ساختار ، مانع بیان سبک شخصی انسان نمی شود در می یابیم که این شکایت چندان درست نیست و باز برخی از مردم معتقدند که این روش مانع از خود انگیختگی یا خود جوش بودن رفتار آنان می شود اما از این جهت نیز گرچه ارزش قائل شدن برای بسیاری از انواع رفتارهای خود جوش خوب است اما آسیبی که کاربرد برخورد موانع به وجود می آورد باعث می شود که پاسخهای انعکاسی جذابتر به نظر برسند .

     

    هرگاه مردم به این شش ویژگی ارتباط سازمانی و بشری توجه کنند گوش کردن انعکاسی آنان معنادارتر می شود :

     

    1) کلمات برای افراد مختلف ، معانی متفاوتی دارند .

     

    2) مردم در اغلب موارد پیامهایشان را به صورت رمز در می آورند .

     

    3) افراد ، مکرراً راجع به مشکلات فعلی صحبت می کنند در حالی که موضوع دیگری هست که برای آنان اهمیت بیشتری دارد .

     

    4) گوینده ممکن است نسبت به هیجانهایش بی توجه باشد و یا توسط آنها کور شده باشد .

     

    5) شنوندگان ، اغلب به سادگی دچار حواس پرتی می شوند .

     

    6) شنوندگان از طریق فیلترهایشان می شنوند که مقدار زیادی از آنچه را که گفته می شود تحریف می کنند .

     

    گوش کردن انعکاسی ، امکان بررسی درست بودن درک شنیده ها و نیز مجرایی را فراهم می سازد که از طریق آن صمیمیت و توجه منتقل می شود .

     

    تفسیر زبان تن

     

    از آنجا که بخش زیادی از ارتباط بین فردی را ارتباط غیرکلامی تشکیل می دهد تفسیر زبان تن یکی از مهمترین مهارتهای لازم در گوش کردن اثربخش است . عناصر غیرکلامی ارتباط به خصوص در درک احساسات شخصی دیگر اهمیت بسیار دارد مردم اغلب می کوشند که احساساتشان را از طریق کنترل رفتارهای غیرکلامی خود مخفی نگهدارند اما این کار در مقایسه با تلاشهای مربوط به پنهانکاری کلامی معمولاً از موفقیت کمتری برخوردار است . چنان که اکثر هیجانها بر اثر تلاشهای ما برای کنترل تظاهرات غیر کلامی تراوش می کنند . رهنمودهای زیر ، خواندن و یا تفسیر بهتر زبان بدن را تسهیل می کنند :

     

    -  بر سودمندترین نشانه ها متمرکز شوید ، حالت چهره ، بیان کلامی ، وضع اندام ، حرکات بیانگر و اعمال ارائه شود.

     

    -        رفتارهای غیرکلامی را در بافت مخصوص آن تعبیر و تفسیر کنید .

     

    -        به ناهماهنگی ها توجه کنید .

     

    -        از احساسات و واکنشهای جسمانی خویش آگاه باشید .

     

    -  گاه ممکن است که زبان بدن ، بسیار واضح و آشکار باشد و گاه ممکن است که رمزگشایی آن کار بسیار دشواری به نظر برسد . هرگاه شنونده قادر باشد درک خود را از زبان بدن فرستنده به شکل مناسبی منعکس کند ، ارتباط تا حد قابل توجهی بهبود می یابد .

     

    بهینه سازی مهارتهای انعکاسی

     

    رهنمودهایی برای گوش کردن بهتر

     

    وقتی افراد یاد گرفتند که به گوینده توجه کنند ، سرنخهای ارائه شده توسط او را در ضمن گفتگو تعقیب کنند و به انعکاس اصل محتوا یا احساس او بپردازنـد ، آماده خواهند بود که مهارت های انعکاسی خود را بهبود بخشند . رهنمـودهای زیر می تواند به شما کمک کنند که شنونده بهتری باشید .

     

    تظاهر به فهمیدن نکنید

     

    مواقع بسیاری وجود دارد که شما به عنوان شنونده ، آنچه را که شخص دیگر می گوید نمی فهمید زیرا یا ممکن است شما به دلیل خیال پردازی و فکر کردن به آنچه قبلاً و در اوایل گفتگو مطرح شده است دچار اشتباه شده باشید و یا خود گوینده نتوانسته باشد منظور خویش را به طور واضح بیان کند . گر چه مردم عموماً تظاهر می کنند که به شکلی توجه آمیز گوش می دهند و آنچه را که در آن موقعیتها بیان می شود به طور کامل می فهمند اما من معتقدم که عدم تظاهر از اهمیت زیادی برخوردار است . درک و فهم درست نیازمند آن است که شنونده ابتدا اقرار کند که گم شده است و سپس برای بازگشت به مسیر اصلی تلاش کند .

     

    به گوینده نگویید که می دانید او چه احساسی دارد .

     

    وقتی که افراد شروع به گوش کردن انعکاسی می کنند بسیاری از آنان جمله ای مثل « دقیقاً می دانم چه احساسی داری » را بر زبان می آورند . در حالیکه دلایل متعددی وجود دارد که نشان می دهد چنین جملاتی پاسخهای مناسبی نیستند . نخست اینکه این جملات واقعیت ندارند حتی در بهترین حالت برداشت ما از احساسات فرد دیگر فقط یک حدس قریب به یقین است و هرگز کسی نمی تواند به طور کامل درک کند .

     

     به پاسخهای خود تنوع بدهید .

     

    برای بیان یک عبارت فرضی ، تنها یک پاسخ صحیح وجود ندارد انسان می تواند به وسیله سکوت ، تشویقهای کوتاه ، توضیح ، انعکاس معنایی و یا انعکاس تلخیصی پاسخ دهد . همچنین می توان عنوان نمائیم که در انعکاس معانی ، چگونه می توان نحوه بیان فرمول را کمی تغییر داد تا پاسخ طبیعی تر به نظر رسد .

     

    زمان گوش کردن انعکاسی

     

    مواقع بسیار زیادی وجود دارد که در آن می توان از مهارتهای گوش کردن انعکاسی استفاده کرد .

     

    برخی از این مواقع عبارتند از :

     

    - قبل از اقدام

     

    برخی شرکتهای تجاری که به همه کارگران خود آموزش داده اند تا قبل از اقدام کردن به توضیح موضوع بپردازند ، هزاران ریال صرفه جویی مالی کرده اند ارتباط بین فردی ، اغلب موجب گمراهی می شود . وقتی که از شخصی خواسته می شود تا کاری را انجام دهد یک توضیح ساده از موثرترین ابزارهایی است که او می تواند برای بررسی میزان درست بودن مورد استفاده قرار دهد.

     

    برخی از شرکتها در پایان جلسات زمانی را در نظر می گیرند تا افراد بتوانند مراحل عملی را که انتظار می رود انجام دهند و یا در نتیجه جلسه به عنوان مسئول ان انتخاب شده اند توضیح دهند . برخی ادعا می کنند که این نوع از کاربرد توضیح ، نتایج جلسات را تا حد زیادی بهبود بخشیده است .

     

    - قبل از بحث یا انتقاد

     

    اگر مردم واقعاً آنچه را که فرد دیگر در حال بیان آن است درک می کردند امکان اجتناب از بسیاری از مشاجره ها فراهم می شد. در طول بحثهای داغ ، چقدر شنیده اید که فردی می گوید : « این همان چیزی است که من می خواهم بگویم » اغلب مردم به این دلیل خود را درگیر بحث می کنند که متوجه نیستند هر دو نظر یکسان و مشابهی در مورد موضوع مورد بحث دارند . حتی وقتی عقیده فردی با عقده شخصی ما مخالف است از طریق گوش کردن انعکاسی می توانیم علت رسیدن به این عقیده و در نتیجه علت عدم توافق را درک کنیم و از آن چیزهای تازه ای بیاموزیم .

     

    هنگامی که فرد دیگر ، احساساتی شدید را تجربه می کند ، یا می خواهد از مشکلی صحبت کند .

     

    هنگامی که فردی شدیداً خوشحال ، شادمان یا ذوق زده است فرصت انعکاس گفته های او فراهم شده است و به همین قیاس ، وقتی که شخصی افسرده ، آشفته ، خشمگین یا عصبی است ، زمان آن است که انسان شنونده ای منعکس کننده باشد . وقتی فردی برای صحبت در مورد مشکلی به ما مراجعه می کند زمان آن است که به شکل انعکاسی و در همان حال که او به بهترین راه حل مشکلش نزدیک می شود به حرفهایش گوش کنیم .

     

    وقتی فرد دیگر به طور رمزی صحبت می کند .

     

    هنگامی که پی بردید فرد دیگر پیام خود را به صورت رمز در می آورد باید بدانید که او با موضوع و یا مشکلی مواجه است که بیان آن را دشوار می یابد . بهترین راه کمک به چنین فردی گوش کردن فعالانه است . گوش کردن انعکاسی در این مواقع به از رمز خارج کردن پیام و آشکار نمودن مضمون واقعی چیزی که گوینده می کوشد بگوید کمک می کند .

     

    وقتی فرد دیگر می خواهد احساسات و افکار خود را به نظم درآورد .

     

    در برخی از مواقع بسیار مفید است که موضوعی بدون رسیدن به هیچ برنامه یا اقدام خاصی فقط با یک دوست در میان گذارده شود . اما متاسفانه برخی شنوندگان وقتی می بینند که گوینده بدون تکمیل فرآیند حل مشکــل آنـان را ترک می کند ناراحت می شوند .

     

    وقتی که گفتگوی مستقیم متقابل جریان دارد .

     

    در بسیاری از موقعیتهایی که گوش کردن مناسب است باید توجه به گوینده متمرکز شود در واقع منابع و امکانات هر دو طرف بر او متمرکز است . اما در گفتگوی مستقیم متقابل هر دو طرف به شکلی مساوی در کانون مکالمه سهیم هستند.طرفین گفتگو را آغاز می کنند و آنچه را که طرف مقابل می گوید منعکس می کنند . در این وضعیت فرد هنگامی که گفته های طرف مقابل را منعکس کرد به بیان دیدگاه های خود نیز می پردازد . گفتگوی مستقیم متقابل به ندرت ممکن است برای صحبتهای جزئی مناسب باشد . این نوع گفتگو هنگامی از اهمیت زیادی برخوردار است که یا از مسائل بسیار مهمی ، برای یک یا هر دو طرف صحبت می شود و یا تعارض و کشمکشی وجود داشته باشد .

     

    وقتی که با خود حرف می زنید .

     

    متخصصان علم پزشکی می گویند که همه ما با خودمان حرف می زنیم . اما وقتی موضوع مهمی در بین است باید آن قدر با دقت به حرفهای خود گوش دهیم که بتوانیم به تصمیم صحیحی دست یابیم . معمولاً وقتی که کسی با خود حرف میزند یا به ندرت به گفته های خویش گوش می دهد و یا برخی از مانع های عمده را برای خود صادر می کند .

     

    هنگام برخورد با ایده های جدید در یک کتاب ، یک سخنرانی و یا کار

     

    در این زمان باید افکار جدید را از کارکنان گرفت و سپس جهت اجرای ایده های جدید اقدام نمود .

     

    زمانهای نامناسب برای گوش کردن به شکل انعکاسی

     

    زمانی که دلیل خاصی برای گوش کردن انعکاسی وجود ندارد ، نباید بر انجام آن اصرار داشت . مواردی وجود دارد که نیازهای فرد دیگر به شما علامت می دهند خود را برای منعکس کردن آماده کنید با وجود این اگر کاربرد گوش کردن انعکاسی در یک رابطه همیشگی باشد برای رابطه مضر و زیان بخش است . رابطه هنگامی پیشرفت می کند که با لحظات صمیمانه و بدون اضطراب متعددی همراه باشد . وقتی رابطه همیشه به نفع یکی از طرفین فعال باشد به زودی برای هر دو طرف ناگوار می شود .

     

    وقتی نمی توانید پذیرا باشید .

     

    هنگامی که به شکل انعکاسی گوش می دهید فرد دیگر آماده می شود که دفاع از خود را کنار بگذارد و در برابر شما بسیار آسیب پذیر می شود . اگر در هنگام انعکاس اخلاق گرا و قضاوت کننده باشید و یا به شکلی عدم پذیرش خود را بروز دهید ، این امکان وجود دارد که او بیش از زمانی که شما می توانستید به صورتی قضاوت آمیز پاسخ دهید آسیب ببیند پس اگر احساس می کنید که باید شخصی را با حرفهای خود نابود کنید بهتر است این کار را در ابتدای کار و بدون اینکه به نظر برسد در مقام کمک هستید انجام دهید .

     

    وقتی که مطمئن نیستید فرد دیگر ، خود می تواند راه حل مشکلش را پیدا کند .

     

    در این زمان چنانچه کارکنان تمایل به حل مشکل خویش ندارند نمی بایستی در این رابطه اصرار ورزید .

     

    وقتی از فرد دیگر جدا نیستید .

     

    با مراودات خویش به مشکلات افراد گوش نمائید .

     

    وقتی از گوش کردن به عنوان راهی برای استتار خود استفاده می کنید .

     

    برخی از افراد پیوسته در نقش شنونده قرار می گیرند آنان به ندرت به افشاسازی خود می پردازند و به ندرت تاثیر نیرومندی بر دیگران می گذارند . آنان شنوندگان واقعی نیستند و از گوش کردنهایشان نیز معمولاً هم برای خود آنان و هم برای دیگران اختلال آمیز است . برخی دیگر از انعکاس برای محافظت از خود در برابر هیجانهای منفی فرد دیگر استفاده می کنند .

     

    وقتی با احساس شدید تحت فشار بودن ، به ستوه آمدن و یا نقصان مواجه می شوید .

     

    توانایی درک مواقعی که برای گوش دادن به صحبتهای یک شخص خاص بهترین فرد ممکن نیستید اهمیت زیادی دارد شاید خویشتن درونی شما آنقدر آشفته باشد که نتوانید در زمان حاضر ، شنونده خوبی برای دیگران باشید . درک این موضوع برای خود من هم مدتی به طول انجامید ، اما به تدریج واقعیت را پذیرفتم هر فردی در زندگی خود به چند شنونده نیاز دارد .

     

    خبرهای خوب و خبرهای بد

     

    خبر خوب آن است که گاهی اوقات گوش کردن تجربه ای زیباست و خبر بد آن است که گوش کردن می تواند زحمتی عظیم باشد به گفته یک شنونده هر اقدام به گوش کردنی که کاملاً ماشینی نباشد عذابی شخصی است .

     

    بطور کلی می توان در زمینه حل مسائل مطروحه فوق اینگونه مطرح نمود .

     

    مردم اغلب می پرسند که وقتی فرد دیگر دچار مشکل می شود آیا می توان کاری بیش از کاربرد مهارتهای گوش کردن انجام داد یا نه . در چنین مواردی پاسخهای افزایشی ، گرچه گاه خطرآمیز هستند ، اما می توانند بر مبنای اعتمادی قبلی مورد استفاده قرار گیرند . پاسخهای افزایشی شامل پاسخ دادن از طریق لمس ، فراهم کردن اطلاعات واقعی ، عمل کردن و اقدام ، هدایت فرد دیگر در جریان اجرای روشهای حل مشکل ، ارجاع ، خود افشاسازی به موقع ، مواجهه و گفتگوی من و تو است . معمولاً معقول ترین اقدام ، پس از ارائه پاسخهای افزایشی استفاده از پاسخهای انعکاسی است .

     

    گوش کردن در عین آن که اغلب موجب شادمانی است ، فعالیتی بسیار دشوار نیز هست که نباید آن را با بی توجهی آغاز کرد . اگر گوش کردن به خوبی انجام شود ، موجب زحمت شنونده است و اگر به شکلی ضعیف انجام گیرد موجب زحمت گوینده خواهد شد .

      

    تاثیرگذاری در ارتباط مدیریت سازمان با کارکنان

     

     آموختن دفاع موفقیت آمیز از حریم زندگی ، اهمیت بسیاری دارد اما افرادی که تنها همین شیوه را مورد استفاده قرار می دهند زندگی سرد ، محدود و یاس آوری را تجربه می کنند افراد جرات مند ، از آن نوع خطر کردن شخصی لذت می برند که سرآغاز روابط نیروبخش ، مشاغل احترام برانگیز و فراغتهای خلاق است و موجب صمیمیت و منزلت آنان می گردد من برای توصیف این خطرپذیری روحی و غیرپرخاشگرانه ای که فرد را از درون خود بیرون می کشد ، از واژه تاثیرگذاری استفاده می کنیم .

     

    فرد تاثیرگذار، برای برقراری روابط حیاتی و پرشور به دیگران روی می آورد او بر موسسه ها و جامعه خود تاثیر می گذارد و به هنگام تعقیب یک فعالیت بوم شناختی سالم از مواد خام طبیعت بهره می گیرد . اثرگذاری ، راههای سازنده ارضاء نیازها ،کاربرد توانایی ها ، اثبات حقانیت ، بکارگیری خلاقیت و پرورش روابط مستحکم میان افراد برابر و هم سطح را برای فرد قادر به ابراز وجود فراهم می آورد .

     

    هر یک از ما همانطور که نیازی روان شناختی برای عاشق یا معشوق بودن و درگیر شدن در روابط معنادار و نیرومند داریم ، دارای این نیاز نیز هستیم که خود را وقف هدفی متعالی و ارزشمند کنیم .

     

    من به تاثیرگذاری ، بعنوان یک مسئولیت و یا یک فرصت می اندیشم زیرا ما در جامعه ای زندگی می کنیم که همچون جوامع دیگر مملو از خلافکاریهای اجتماعی و بی عدالتی های جدی است لذا هرگاه که دیگران ، به دلیل بی عدالتی های اجتماع ما در رنج باشند ما نیز قطعاً در آن درگیر خواهیم شد من نسبت به تلاش برای تاثیر بر جامعه خود احساس تعهد می کنم هر چند که می دانم این نفوذ بسیار اندک خواهد بود .

     

    گوش کردن و ابراز وجود ، لازم و ملزوم ارتباط هستند . بخشهای متفاوت ، اما مکمل و وابسته به یکدیگر روابط . همانگونه که مهارتهایی برای رشد توانایی فرد در گوش کردن وجود دارد ، برای افزایش ابراز وجود نیز مهارتهای خاصی لازم است .

     

    هر فردی ، حریمی شخصی دارد که نیازمند دفاع است همینطور ، هر یک از ما نیازی روان شناختی برای تاثیر گذاردن بر دیگران و بر جهان دارد . آموزش ابراز وجود ، روشهای سازنده دفــاع از حریم شخصی و تاثیر گذاردن بر دیگـــران را می آموزد .

     

    یکی از راههای درک ابراز وجود ، توجه به تضادی است که با سلطه پذیری و پرخاشگری دارد . هر یک از راههای برقراری رابطه منافع و مضراتی را نیز در بر دارد اما هدف اساسی جرات آموزی ، توانا ساختن افراد در کنترل یافتن بر زندگی خود است . آموزش ابراز وجود به افراد کمک می کند که از رفتارهای تکراری و کلیشه ای اجتناب کنند و در هر مورد  پاسخ مناسب  با موقعیتی را که در آن قرار دارند بروز دهند .

     

    کنترل پدیده حمله و حمله متقابل کارکنان سازمان

     

    هرگاه که پیام حاکی از ابراز وجود را صادر می کنید احتمال دارد فرد دیگر به شکلی دفاعی پاسخ دهد . حالت تدافعی یکی از طرفین تعامل ، پاسخ تدافعی فرد دیگر را فرا می خواند . بیشتر اوقات ، نتیجه تشدید سیر صعودی حالت دفاعی آن است که به پرخاشگری و دور شدن طرفین از یکدیگر منجر می شود . فرایند ابراز وجود صحیحی که برای کمک به فرد جرات مند طرح شده است تا ضمن پاسخی سودمند به حالت دفاعی قابل انتظار طرف مقابل ، خواسته های او را برآورده سازد ، از شش مرحله زیر تشکیل شده است :

     

    1) آمادگی ، 2) ارسال پیام ابراز وجود ، 3) سکوت کردن ، 4) گوش کردن انعکاسی به پاسخ دفاعی طرف مقابل ، 5) تکرار فرآیند ، 6) تمرکز بر راه حل

     

    افزایش گزینه ها و شیوه های ابراز وجود  در کارکنان سازمان

     

    برای افزایش جرات مندی روشهای بسیاری وجود دارد که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم .

     

    ابراز وجودهای طبیعی

     

    خود – افشاسازی

     

    تاییدهای توصیفی

     

    ابراز وجودهای رابطه ای

     

    بی توجهی انتخابی

     

    کناره گیری

     

    پاسخ طیف مناسب

     

    گزینه ها یا راهکارها

     

    پیامدهای طبیعی و منطقی

     

    عمل را متوقف کنید : احساسات را بپذیرید .

     

    بگویید نه

     

    تغییر و اصلاح محیط

     

    با وجود این ، اگر فردی که در حال آموختن روشهای ابراز وجود است ، زیاد از آنها استفاده نکند و برای کسانی که با او تعامل دارند ، زمینه برخی از تخفیفهای عاشقانه را فراهم سازد ، زندگی بسیار آسانتری خواهد داشت . با گذشت زمان ، افزایش میزان جرات مندی انسان ، خود را از طریق هاله ابراز وجود بروز می دهد ، که این خود فرد را قادر می سازد بدون کاربرد آگاهانه روشهای ابراز وجود بسیاری از نیازهای خویش را برآورده کند .

     

    مهارتهای کنترل تعارض و تضاد در بین کارکنان سازمان

     

     پیشگیری و مهار تعارض

     

    تعارض ، که در زندگی انسانی امری غیرقابل اجتناب به نظر می رسد ، در بهترین حالت اختلال آمیز و در بدترین حالت به طرز وحشتناکی مخرب است با وجود این برخی از انواع تعارض مزایای مهمی دارند . دو نوع تعارض کاملاً متفاوت وجود دارد تعارض معقول که نیازها اهداف و ارزشهای متضاد موجب آن می شود و تعارض نامعقول که از نادیده گرفتن ، اشتباه ، سنت های تاریخی یا پیش داوریها ، ساختار سازمانی ضعیف ، خصومت جابه جا شده و یا نیاز به تخلیه تنش سرچشمــه می گیرد با استفاده از روشهای کنترل شخصی و گروهی می توان تا حد زیادی از تعارض غیر معقول پیشگیری کرده و یا آن را مهار کرد . تلاش برای سرکوب کردن تعارض از طریق انکار ، اجتناب ، تسلیم و یا سلطه جویی فقط آن را به تعویق می اندازد و در نتیجه ترمیم شکاف موجود را دشوارتر می سازد .

     

    مقابله با عناصر عاطفی تعارض

     

    در جریان تعارض ، قبل از هر چیز بر عواطف تاکید کنید یکی از راههای سودمند انجام این کار ، استفاده از روش رفع تعارض است :

     

    -        با دیگری به احترام رفتار کنید .

     

    -  گوش کنید و تا جایی که طرف مقابل راضی شود حرفهایش را تکرار کنید .

     

    -        دیدگاه خود را به اختصار بیان کنید

     

    این روش را میتوان به تنهایی و یا با موافقت فرد دیگر مورد استفاده قرار داد و یا توسط فرد بی طرفی به کار گرفت . در یک تعارض آمادگی که شامل توافق دو جانبه و تعیین شرایط نزاع می شود از اهمیت زیادی برخوردار است . پس از تعارض یک دوره ارزیابی به شما کمک می کند تا از مبارزه خود چیزهای تازه ای بیاموزید و نحوه مبارزه سازنده تر را برای دفعات بعد یاد بگیرید . در نتیجه کاربرد این روش ، هیجانها تخلیه شده و معمولاً به سرعت فروکش می کنند . حتی ممکن است در یکی از طرفین و یا هر دو طرف تغییراتی ایجاد شود . افراد می توانند نظر خود را درباره موضوعات ارزشی بیان کنند و برای مخالف بودن به توافق برسند با وجود این پیوندهای عاطفی میان آنان قوی تر می شود . معمولاً بهترین روابط انسانی در سمت دیگر تعارض قرار دارند .

     

    حل مشکل مشارکت آمیز : یافتن بهترین راه حل

     

    مسلماً به غیر از روش حل مساله اشتراکی راههای بسیار متنوع دیگری نیز وجود دارد راههایی مانند انکار مشکل ، اجتناب ، تسلیم ، سلطه جویی و سازش که هر یک ممکن است در موقعیتهای خاصی مناسب باشند ، اما استفاده مستمر از آنها پیامدهای منفی بسیاری به دنبال دارد اما شیوه حل مساله اشتراکی که معمولاً نتایج مطلوبی در بر دارد ، شش مرحله زیر را شامل می شود :

     

    1) به جای پرداختن به راه حلها ، مشکل را در قالب نیازها تعریف کنید .

     

    2) در مورد راه حلهای ممکن ، به سیال سازی ذهنی بپردازید .

     

    3) راه حلی را انتخاب کنید که به بهترین وجه ، نیازهای هر دو طرف را برآورده کند .

     

    4) برای اینکه چه کسی ، چه کاری را ، در کجا و تا چه زمانی انجام دهد برنامه ریزی کنید .

     

    5) راه حل را به اجرا در آورید .

     

    6) ارزیابی کنید که فرآیند حل مساله را چگونه انجام دادید و پس ازگذشت مدت زمانی ، بررسی کنید که این راه حل چگونه از آب در آمده است .

     

    « اقدامات مقدماتی » که پیش از شروع اولین مرحله فرآیند فوق صورت می گیرد ، معمولاً از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است . چنانچه فرایند حل مساله موثر واقع نشود مجدداً کنترل کنید تا مطمئن شوید به دام تله هایی  که از موانع رایج در تاثیر این روش هستند ، گرفتار نشده اید . به دنبال اهداف مخفی بگردید و یا فرایند را دوباره از نو ، به جریان بیندازید .

     

    این روش ، کاربردهای بسیاری در خانه ، مدرسه و محل کار دارد و از آن می توان در تعیین اهداف و بعنوان مکملی برای گوش کردن و در موارد خاصی برای کمک به ایجاد رابطه بهتر و نیز وضع قوانین و حل مساله شخصی استفاده کرد .

     

    مبانی ارتباط اثربخش

     

    مهارت به تنهایی کافی نیست

     

    محققان و نظریه پردازان علوم رفتاری معتقدند سه ویژگی کلیدی وجود دارد که موجب پرورش ارتباط های بهتر می شود : صداقت ، عشق غیر انحصار طالبانه و همدلی

     

    صداقت به معنای باز و صریح بودن در ابراز احساسات ، نیازها و عقاید خود است .

     

    عشق غیر انحصار طلبانه شامل پذیرش ، احترام و حمایت از دیگری ، به شیوه ای آزادانه و غیر قیم وار است .

     

    و منظور از همدلی توانایی دیدن و شنیدن واقعی فرد دیگر و درک او از دیدگاه خودش می باشد .

     

    صداقت

     

    صداقت داشتن یعنی اینکه فرد بدون هیچ کم و کاستی همانگونه که هست باشد . فردی که اصالت دارد از احساسات خود آگاهی دارد و قادر است در زمان مناسب این احساسات را بیان کند . فرد صادق در ارتباط با دیگران می تواند به طور طبیعی خودش باشد به طوری که آنان بتوانند او را همانگونه که هست بشناسند . آنچه از چنین فردی به دست می آوری ، همان چیزی است که می بینی .

     

    در مقابل فردی که صادق نیست افکار ، احساسات ، ارزشها و انگیزه های واقعی خود را پنهان می کند و متاسفانه حالت دفاعی و پنهانکاری او در برابر دیگران مانع خودآگاهی خود او می شود ، بطوریکه خیلی زود آنچه در او اصیل تر و خودجوش تر بوده است ، آنچنان مدفون می شود که حتی خود نیز قادر به تشخیص آن نخواهد بود .

     

    صداقت در تمامی روابط مهم امری ضروری است . شخص به همان اندازه که از اصالت دور می شود ، از برقراری رابطه معنادار با سایرین نیز ناتوان خواهد بود . فرد باید جرات کند که خودش باشد ، تا بتواند با دیگران ارتباط برقرار کند .

     

    آگاهی از خود

     

    شناختن خود کار آسانی نیست ، اما امکان پرورش این توانائی برای همه وجود دارد . روشهای بسیار زیادی برای پرورش خود – شناسی  ابداع شده اند .

     

    برای افزایش آگاهی از خود احتیاجی به خواندن کتاب ، شرکت در جلسات آموزشی یا استفاده از راه و روشهای معنوی شرقی نیست . هر انسانی از خودش بیش از آنچه در حال حاضر به آن عمل می کند شناخت دارد . زمانی که نداهای درونی نمایان می شوند بی توجهی و گوش نکردن به آنها امری رایج است . یکی از سریعترین راههای پیروی از دستور سقراطی « خود را بشناس » این است که از ناشنیده گرفتن و نادیده انگاشتن آگاهی نسبت به خویشتن ، که حداقل به شکل مبهم توسط ذهن هشیار ما درک می شود ، اجتناب کنیم .

     

    پذیرش خود افراد ، محرکهای درونی خود را از همان ابتدا نادیده می گیرند ، زیرا نمی خواهند که تمامی گستره افکار و احساسات خود را بپذیرند . بسیاری از افراد از خشم و یا از تکانه های جنسی و تخیلات خود شرمنده هستند . اگرچه اینها بخشی از زندگی طبیعی هستند اما بسیاری از افراد لااقل تا حدودی به گونه ای تربیت شده اند که فکر کنند این جنبه از وجودشان بد یا گناه آلود است . بعضی اوقات ما خود را با ظاهر فریبنده ای که دیگران از خود نمایش می دهند مقایسه می کنیم و از این مقایسه به وحشت می افتیم و در نتیجه میزان پذیرش خود ، در ما کاهش می یابد .

     

    بسیاری از تجربیات می توانند موجب افزایش « پذیرش خود » شوند . شرکت در گروههای رویارویی تحت یک رهبری موثر روان درمانی با یک درمانگر صادق صاحب بینش و برخوردار از درک بالا دوستی با افراد پذیرنده گرایش مذهبی و بسیاری دیگر از تجربه های زندگی به افزایش خودپذیری کمک می کنند .

     

    بیان خود

     

    بیان خود ، سومین جزء صداقت است . فردی که خود را بیان می کند ، از درونی ترین افکار و احساسات خود آگاه است ، آنها را می پذیرد و در زمان مناسب و به شکلی مسئولانه با دیگران در میان می گذارد . چنین فردی حتی در حالت اضطراب شدید نیز می تواند آنچه را در آن لحظه حس می کند ، با آرامش و بی پرده آشکار سازد .

     

    فرد صادق در زمان احساس محرومیت ، نگرانی و یا خجلت زدگی می تواند بخش عمده ای از آنچه را که حس می کند فاش سازد و زمانی که اعمالش در تناقض با انتظارات خود او یا دیگران است ، می تواند نقاط ضعف خویش را بپذیرد . زمانی که فرد صدیق عصبانی می شود ، همانگونه که شرط عقل است خشم خود را به طریقی ابراز می کند که با بیشترین احتمال برطرف شدن سرخوردگی همراه باشد فضا را مساعد سازد رابطه را بهبود بخشد و آن را از نو برقرار کند . همچنین ممکن است احساساتش را بدون توجیه یا عذرخواهی بیان کند .

     

    عشق بدون انحصارطلبی

     

    عشق بدون انحصارطلبی، دومین صفت کلیدی است که می تواند موجب ترویج ارتباطهای معنادار شود . واژه های بسیاری برای توصیف کیفیتی که من آن را عشق غیر انحصارطلبانه می نامم ، به کار رفته است . برخی از رایج ترین عناوین مورد استفاده عبارتند از : احترام ، پذیرش و توجه مثبت .اما همه اینها تنها بخشی از مفهومی را که من می خواهم منتقل کنم می رساند اگر چه عشق چنان گستره کاربرد وسیعی دارد اما به اندازه کافی اشارات پسندیده شخصی و تاریخی به کلمه عشق وجود دارد که استفاده از آن را موجه جلوه دهد .

     

    عشق ورزیدن ، لزوماً دوست داشتن نیست .

     

    یکی از مسائل اساسی که دیر یا زود برای هر کس پیش خواهد آمد این است که : چگونه به کسی که فکر می کنم باید دوستش داشته باشم عشق بورزم در حالی که حتی او را دوست هم ندارم .

     

    غالباً ، افراد کسانی را که معتقدند باید به آنها عش بورزند دوست ندارند و این امر هم در تئوری و هم در عمل مشکلات عمده ای را در برقراری ارتباط موثر بین افراد ایجاد می کند .

     

    پذیرش تجلی مهم عشق است .

     

    بهترین تعریف پذیرش ، داشتن بازخوردی بی طرفانه نسبت به شخص یا اشخاص دیگر است . شخصی که پذیراست ، فضایی را ارائه می کند که با ارزیابی افکار ، احساسات و یا رفتارهای سایرین ، آلوده نشده است . فرد دیگر می تواند بگرید ، بخندد ، یا عصبانی باشد و حتی با وجود اینکه رفتارش مورد پسند نیست پذیرفته شود . به همین دلیل گاهی اوقات پذیرش را مقاومت نکردن در مقابل عشق می خوانیم .

     

    احترام دیگر عنصر اصلی عشق

     

    در عشق اصیل ، آنچه ما آن را دیگر بودن بنیادی فرد دیگر می نامیم ، محترم شمرده می شود . این عشق کارکنان سازمانی حرمت خلوت فرد دیگر را به رسمیت می شناسد ، از خود- فرمانی او حمایت می کند و به جای وابستگی بیش از حد به طرف مقابل توانمندی بیشتر را پرورش می دهد . این عشق از حرمت و از فاصله در رابطه ، حفاظت می کند

     

    عشق واقعی ، متجاوز نیست .

     

    این عشق ، به خلوت دیگران تجاوز نکرده و سعی نمی کند با زور به خلوتگاه شخص دیگر راه یابد .

     

    والدین ، اغلب وسوسه می شوند که در زندگی فرزندانشان کنجکاوی کنند . آنان مایلند دوره خود افشاسازی را طولانی تر کنند . اما همه بچه ها از نظر روان شناختی به ایجاد یک زندگی خصوصی نیاز دارند . این نیاز آنان است که برخی از مسائل را از والدن خود و دیگران پنهان کنند . در اغلب موارد نزدیکتر شدن فرزندان به والدین آنـان را مایوس تر و ناراحت تـر می کند زیرا والدین کودک یا نوجوان را با سئوالات متعدد مورد بازپرسی قرار می دهند و مثل یک کارآگاه بطور پنهانی و از یک مکان مخفی نظاره می کنند تا ببینند فرزندشان چه می کند و با چه کسانی رابطه دارد .

     

    پیوستار بی تفاوتی – همدلی – همدردی

     

    درک همدلی ، زمانی که آن را بر روی پیوستاری که از بی تفاوتی تا همدردی گسترده است می بینیم ، ساده تر است .

     

    در جوامع مدرن شهری ، برقراری ارتباط واقعی با همه کسانی که ملاقات می کنیم کاری غیرممکن است و قدری بی تفاوتی انتخابی ، برای ادامه حیات روانی ضروری است زیرا در غیر این صورت ممکن است مدار بین فردی ما متحمل بار اضافی شده و با سوزاندن فیوز برای مدتی از نظر بین فردی خاموش شود و در نتیجه انرژی بین فردی ما تحلیل رفته و در تمامی روابط خود از درخشش کمتری برخوردار شویم .

     

    اجزاء همدلی

     

    در تعاریف جدید همدلی ، این صفت دارای سه جزء توصیف شده است :

     

    اول ) فرد همدل در عین حالی که درک دقیق و حساسی از احساسات فرد دیگر دارد ، جدایی خاص خود از شخص موردنظر را نیز حفظ می کند .

     

    دوم ) همدلی یعنی درک موقعیتی که پدیدار شدن آن احساسات کمک کرده است و یا موجب برانگیختگی آنها شده است .

     

    سوم ) فرد همدل به شکلی با طرف مقابل ارتباط برقرار می کند که او احساس کند پذیرفته و درک شده است .

     

    تحقق نگرش های اساسی

     

    صداقت ، عشق غیرانحصارطلبانه و همدلی نگرشهایی هستند که باعث ایجاد روابط بهتر با مردم می شوند . لغت نامه نگرش را به عنوان « جهت گیری احساسی یا ذهنی نسبت به یک موضوع » تعریف می کند . بدون این سه نگرش ، کمبودهای زیادی در روابط افراد به چشم می خورد . اما با وجود آنها روابط می توانند به اوج شکوفایی خود برسند . از اینرو من صداقت ، عشق غیرانحصارطلبانه و همدلی را از شرایط ضروری برای ارتباط بهینه می دانم .

     

    مراحل بهبود ارتباط

     

    مهارتهای ارتباطی یک مسئله است و کاربرد اثربخش آنها در زندگی روزمره ، مسئله ای کاملاً متفاوت . پنج عامل بر احتمال کاربرد این مهارتها در زندگی روزمره افراد تاثیر می گذارد : تعهد کمی به کارگیری مهارتها ، کاربرد آن مهارتها در موقعیتهای مناسب ، میل به نومید نشدن از شکستهای تصادفی ، آماده کردن دیگران برای این واقعیت که افراد مایلند در برخی اوقات به شکلی متفاوت ارتباط برقرار نمایند و پرداختن به آموزش و مهارتها به بهبود ارتباط می انجامد .


    انتخاب موقعیتهای مناسب

     

    هنگامی که افراد با مهارتها آشنا می شوند اغلب می خواهند که برخی از آنها را در بعضی از دشوارترین مسائل بین فردی زندگی خود به کار برند . آنان ممکن است گوش کردن انعکاسی را در مواقعی به کار گیرند که با بیشترین احتمال کاربرد قضاوت یا ارائه نصایح همراه است ، یا در برابر افرادی به ابراز وجود بپردازندکه کمترین احتمال پاسخ به یک پیام

     جرات مندانه را دارد . اما همانطور که احمقانه است که با یک روز تمرین دویدن در مسابقه ماراتن شرکت کنید . استفاده از مهارتها در محیط ها و موقعیتهای دشوار نیز قبل از تمرین جدی و تسلط کافی بر آنها کار معقولی نیست .

     

    نهراسیدن از شکستهای تصادفی

     

    این مهارتها ، نوشدارو نیستند . زمانی که به خوبی مورد استفاده قرار گیرند با احتمال بسیار زیاد موفقیت و غنی سازی روابط همراهند . با وجود این گاه حتی کاربران بسیار خبره و صادق را نیز با شکستهایی تصادفی روبه رو می کنند .

     

    آماده سازی دیگران برای تغییر

     

    برخی افراد پس از یادگیری مهارتهای ارتباطی تمایل شدیدی دارند که این مهارتها را به عنوان یک راز تلقی کنند . اما برخی دیگر مایلند که افراد شریک در زندگی و محل کار خود را از این حقیقت آگاه کنند که گاهی از اوقات برخی از روشهای ارتباطی متفاوت را به کار خواهند برد . پژوهشهای ما نشان می دهد که معمولاً بهتر است به افراد دیگری که احتمال دارد برخی از رویکردهای جدید را در برخورد با آنان به کار برند برخی از رویکردهای ارتباطی جدید را به کار گیرند و این مهارت ها شامل مواردی قابل تغییر خواهند بود .


    آموزش مهارتها

     

    کارگاههای آموزشی مهارت سازی می توانند موهبتی بزرگ برای توسعه توانایی انسان در برقرار بهتر ارتباط باشند . بیشتر مردم در می یابند که یک کارگاه مهارت آموزی در پرورش اثربخشی بیشتر روابط بین فردی بسیار مفید است .

     

    لحظه های شکل گیری مسیر زندگی و لحظه های زندگی

     

    شکل گیری زندگی در سازمان از ورود افراد به سازمان آغاز می شود میتوان با ارتباط موثر محیط اداری مناسب ایجاد شود زندگی در سازمان که نیمی از اوقات کارکنان در یکجا می گذرد با استفاده از لحظه های خوب و روابــط مناسب انسانی مطلوب می شود .

     

    لحظه های سپیده دم زندگی و دنیای بد و خوب و دنیای زیبای انسانهای موفق و هشیار به ارزیابی زندگی خویش پرداخته و کارکنان یک سازمان همواره زیبائیهای زندگی را ببینندکه مسلماً سرنوشت خوبی را در سازمان خواهند داشت .

     

    زندگی خوب همراه با اندیشه خوب و مثبت در کارکنان یک سازمان ارتباط زندگی را به بهشت تبدیل نموده و احساس تعلق را به سازمان افزایش می دهد . انسانهایی که زیبا و امیدوارانه می اندیشند دارای سلامتی روح می باشند ذهن کارگاه تولید فکر می باشد آرامش و اضطراب میتواند حاصل کیفیت لحظه لحظه های اندیشه مثبت انسان در سازمـان باشد . لحظه های سپیده دم زندگی دیگری را می توان در سازمان آغاز نمود . پدیده فکر عامل خلق واقعیتهای یک زندگی مناسب در سازمانها می باشد که می بایستی به روابط خوب انسانی در بین کارکنان تبدیل شود .

     

    چنانچه ارتباط موثر کارکنان در سازمان ایجاد شود تنها راه پیشرفت و سربلندی هر سازمان ایجاد تحول در فرد فرد افراد سازمان می باشد .


    شاخصهای ارتباط موثر با مدیریت سازمان

     

    اصل خودهشیاری ، خود بیداری و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به خود بهترین راه برنامه ریزی و کنترل ذهن ناخودآگاه توجه لحظه به لحظه انسان به خود اوست .

     

    بین روحیه کارکنان و افکار و دستاوردهای آنان در زندگی رابطه ای وجود دارد . از طرفی بدست آوردن آرامش با احساس حضور لحظه به لحظه و استفاده از قدرت تمرکز برای کنترل روحیه در بدست آوردن  آرامش در سازمان موثر می باشد .

     

    اصول اعتماد به نفس کارکنان در سازمان

     

    1) یاد و اعتماد و اتکال به قدرت و یاری خداوند رحمان

     

    2) خودهشیاری ، خودبیداری و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به خود ( تئوری غفلت و هشیاری )

     

    3) اصل تغییر در الگوها و ایجاد نشانه ها

     

    4) اصل خودیابی ( من کیستم ؟ )

     

    5) اصل خود احساسی ( احساس خودشایستگی ، خودسالاری و احساس شخصیت )

     

    6) اصل خود باوری و خود محوری در راستای خدا محوری

     

    7) اصل اقتدار در مقابل ضعف

     

    8) اصل یقین در مقابل تردید

     

    9) اصل احساس رهبری و مدیریت

     

    10) اصل مسئولیت پذیری

     

    11) اصل تمیزی و زیبائی ظاهر

     

    12)    اصل تعریف از خود و دیگران ( تعریف از دیگران نه تنها باعث ارتقاء اعتماد به نفس طرفین می شود بلکه روابط انسانی را نیز زیبا می نماید . از دیگران صادقانه تعریف کردن و مهر خود را به دل آنها بیندازید و در خود ایجاد اعتماد به نفس کنید . )

     

    13) اصل تشویق خود و دیگران

     

    14) اصل عدم شماتت و سرزنش خود و دیگران

     

    15) اصل سلامت و نگهداری از جسم و سلامتی انسان

     

    16) اصل لبخند

     

    17) اصل ابراز عشق و علاقه به دیگران و متذکر شدن ویژگیهای خوب آنان

     

    18) اصل نگاه به دیگران در عین تواضع ، بزرگی خود را در دل حس کنید .

     

    19) اصل کمک به دیگران و بخشایش

     

    20) اصل تعهد به قول ، صداقت و راستی

     

    21) اصل عدم انجام خلاف و مجبور نشدن به عذرخواهی به لحاظ انجام خلاف

     

    22) اصل قاطعیت و گفتن نه در زمان خلاف

     

    23) اصل دانش و تجربه آموختن

     

    24) اصل نظم و انضباط کاری

     

    25) اصل عدم تاخیر در سر کار

     

    26) اصل مدیریت زمان ( مراقب زمان و عمر بودن و برنامه ریزی مناسب و دنیایی اعتماد به نفس ساختن )

     

    27) اصل مدیریت اولویت

     

    28)    اصل عدم مقایسه خود با دیگران ، پایبند به قدرت اجرائی خود نه دیگران

     

    29) داشتن هدف و برنامه در زندگی

     

    30) اصل ژست و حالت بدنی ( پیش بسوی یک زندگی عالی در سایه اعتماد به نفس زیبا )


    نگرش به ارتباطات موثر مدیر و کارکنان سازمان

     

    ارتباطات کلید طلایی موفقیت یک انسان است . لازمست که با استفاده از تکنولوژی فکر عالیترین ارتباط را با انسانها برقرار کنیم . اصولاً ارتباطات انتقال احساس و یا اطلاعات است از انسانی به انسان دیگر ، در نحوه ارتباطات انسانی آنچه را که بین همه انسانها معمولاً مشترک است لبخند است که معنای زیبایی را برای هر مخاطبی ارائه می نماید اصولاً انسانها در راستای فطرت و ذات خود دوست دارند که مورد تعریف و تمجید و ستایش دیگران قرار بگیرند . انسانها خیلی از مطالبی را که در حضور نمی توانند بگویند در نامه می توانند بنویسند لذا ضروریست که ارتباطات بنحو مطلوبی برقرار شده و دلها را به دست آوریم و کیفیت زندگی را عالی می نمائیم انسان در زندگی خویش در سازمان به دستاوردی می رسد که رویائی در سر داشته باشد .  ( از مراسم عاشورا و تاسوعای حسینی و قدر در توسعه دستاوردهای زندگی انسانی بهره ببریم .)

     

    مسائل سازمان را عالی حل کنیم و لذت ببریم .

     

     باور ما نسبت به مسائل زندگی مثبت باشد مشکلات در کار و زندگی و تاثیر آن در زندگی را حل نمائیم باید دقیقاً بدانیم که چه می خواهیم و به دنبال چه هستیم و خود را در شرایط حل مشکلات قرار دهیم .

     

    باید در زندگی خصوصی و کار در سازمان عارفانه رفتار نمائیم مدلها و الگوهای زندگی ما می بایستی در مسیر کمال انسانی باشد .

     

    ارتباطات موثر در سازمانی می بایستی بر مبنای انسان متبسم ، نگاه مثبت ، تفکر مطلوب ، آرامش و اعتماد به نفس ، توکل بر خداوند سبحان باشد.

     



    صفحات داخلی| علمی
    نام منبع: باشگاه کارآفرینی
    شماره مطلب: 2358
    دفعات دیده شده: 2839 | آخرین مشاهده: 12 ساعت پیش
مرتبط
  • مقالات مرتبط با کارآفرینی


    برجسته ترین مهارت های مدیریتیطرز فکر نوآورانه و تحقق ایده هامزایای کارآفرینی چیست؟ بررسی مفهوم کارآفرینی اجتماعیتکنولوژی فکر، خلاقیت و نوآوری در سازمانتصمیم گیری در مدیریتچرا جوانان از کارآفرینی می ترسند؟14 اشتباه فاحش مدیریتپرسشی که کارآفرینان باید از خود بپرسند.ده …
    صفحات داخلی | اجتماعی | دوشنبه 29 اردیبهشت 1393
  • مدیریت استرس


    نویسنده: دیوید ای.وتن، کیم اس.کمرون مترجم: سیدجعفری ناشر: موسسه تحقیقات و آموزش مدیریت چاپ دوم: 1384 شتاب روزافزون فناوری و خلاقیت در آستانه هزاره سوم، شهرنشینی در سیطره سازمان ها و تحولات مداوم اجتماعی را به ارمغان آورده است. در این میان کسب مهارت های فردی و مدیریتی نه …
    صفحات داخلی | اجتماعی | سه‌شنبه 15 اسفند 1391
  • مدیریت استرس


    نویسنده: دیوید ای.وتن، کیم اس.کمرون مترجم: سیدجعفری ناشر: موسسه تحقیقات و آموزش مدیریت چاپ دوم: 1384 شتاب روزافزون فناوری و خلاقیت در آستانه هزاره سوم، شهرنشینی در سیطره سازمان ها و تحولات مداوم اجتماعی را به ارمغان آورده است. در این میان کسب مهارت های فردی و مدیریتی نه …
    صفحات داخلی | اجتماعی | سه‌شنبه 15 اسفند 1391
  • 14 اشتباه فاحش مدیریت


    "رابرت دانهام" مدیر پیشین سیستمهای کامپیوتری "موتورولا" و بنیان گذار برنامهٔ سراسری پرورش مدیران اجرایی ۱۴ اشتباه فاحش مدیران ارشد را بدون توجه به صنعت چنین توصیف می کند: ۱-گوش ندادن: » به سخنان کارکنان خود توجه نمی کنید بلکه فقط با آنها صحبت می کنید. نتیجه این شیوه …
    صفحات داخلی | اجتماعی | دوشنبه 14 اسفند 1391
  • رابطه آموزش و بهره وری نیروی انسانی


    تغییر و پرورش اعتقادات ،ارزشها و الگوهای رفتاری مطلوب از طریق برنامه های آموزش عمومی از مهم ترین روشهای تغییر میباشد.برخی از دانشمندان مدیریت آموزش را مهمترین فعالیت سازمانی در آینده بشمار می آورند.در برنامه های آموزشی باید در مورد اثرات،ویژگیها و الگوهای رفتاری نامطلوب …
    مقاله | اجتماعی | پنج‌شنبه 2 شهریور 1391