فراخوانی ...
7 قاتل بزرگ خلاقیت نسخه چاپی RSS
  • شنبه 27 اردیبهشت 1393 ساعت 13:27


    نویسندگان کتاب چه کسی خلاقیت را کشت؟ و چگونه آن را پس بگیریم تعدادی از قاتلین حرفه ای و موذی کشنده خلاقیت را همراه با روش هایی برای متوقف کردن آن ها معرفی می کنند.

     

    کارآگاهان مشغول بررسی صحنه جرم مربوط به یک قتل هستند. این مرگ، مرگی معمولی نیست: درباره مرگ تفکر خلاق حرف می زنیم. مشاهده می کنید که در حالی که سطح IQ جوامع به علت افزایش سطح رفاه در حال بهبود است (اثر فلین)؛ در عمل نمرات مربوط به خلاقیت همواره در حال افت هستند.


    وقتی بیش از ۵۰ سال پیش روان شناس آمریکایی ای. پال تورانس تعیین عناصر کلیدی در تفکر خلاقانه و ارزیابی افراد براساس این معیارها را آغاز کرد، هیچ ایده ای در مورد این که این ارزیابی ها سرانجام چه چیزی را فاش خواهند ساخت نداشت. تورانس و همکارش گارنت میلار که افراد را در طول زمان تحت نظر گرفته بودند، کشف کردند که کیفیت مشاهده شده در کودکان کوچک، عامل پیش بینی کننده اصلی در مورد موفقیت حرفه ای خلاقانه خواهد بود.


    اکنون زمان آن رسیده که عوامل کشنده خلاقیت را تعیین و با آن ها مقابله کرد. براساس پیماشی که روی هزاران شرکت کننده کارگاه های مان ـ با سوابق و تجربیات مختلف ـ در طول بیش از ۲۰ سال انجام دادیم، فهرست متهمین را به ۷ مظنون اصلی کاهش دادیم. باور داریم که با تشخیص و مدیریت این عوامل، می توان به تفکر خلاقانه حیات مجددی بخشید و آن را پرورش داد. اجازه بدهید تا رویکردی خلاقه را به بازجویی از این ۷ مظنون به قتل در پیش بگیریم:


    مظنون اول: خدمه کنترل

    این مظنون که با نام «ستم گر قلدر» هم شناخته می شود تمایل دارد تا خلاقیت را با متوقف کردن توانایی تفکر آزادانه و مستقل خفه کند. زمانی که سیستم هایی برای محدود کردن آزادی اندیشه ایجاد شده اند و زمانی که افراد به این سیستم ها با رویکردها و اقدامات کنترلی حیات جاودانه می بخشند، خلاقیت جایی برای شکوفایی نخواهد داشت. همانند مافیای دنیای واقعی، قاتلین کنترل گر می توانند با تهدید و ارعاب ترس را به افراد القا کنند ـ چیزی که خود می تواند تبدیل به قاتلی بالقوه شود.


    برای مقابله با این قاتل:

    حوزه هایی از زندگی تان را که احتمالا در آن ها تحت فشار قرار گرفتید تعیین کنید و مشخص کنید چرا این اتفاق افتاده و چطور می توان با آن مقابله کرد.


    ذهنیت کاوش گری را در خود تقویت کنید.


    از خودتان سؤالات باز و بدون پاسخ مشخص بپرسید تا باورها و پیش فرض های رسوب کرده ذهنی بدون نتیجه یا راه حل مشخص را به چالش بکشید.

     

    مظنون دوم: خانواده ترس

    قاتلی که اغلب مظنون نیست اما می تواند بی باک ترین افراد را نیز تهدید کند. این شریر پرقدرت بر اساس نگرانی های مربوط به آزمودن ایده های جدید و احتمال شکست به پیشرفت بپردازد. توانایی که کودکان برای ریسک پذیری و مواجهه با ریسک شکست بدون هیچ گونه ترسی دارند، برای تفکر خلاقانه ضروری است؛ اما زمانی که نگرانی پا پیش می گذارد ترس می تواند فلج کننده باشد. غافل گیرکننده نیست که یکی از اصول راه نمای نوآوری در اپل «هوش مندانه شکست بخور» است.


    برای مقابله با این قاتل:

    شجاعت مواجهه با ترس های مربوط به شکست ها و نااطمینانی های احتمالی را داشته باشید. یاد بگیرید که آن ها را به عنوان بخشی مهم از فرایند خلاقیت در نظر بگیرید.

    یاد بگیرید تا ایده های در ظاهر عجیب و مخالف با باور عموم (و مبهم) را با آغوش باز بپذیرید تا فرصت های جدیدی را بگشایید.

     

    مظنون سوم: بسته فشار

    این قاتل اغواگر مقتولان خودش را با یک ضربه شدید ناشی از توقعات واقعی یا مورد انتظار به قتل می رساند. سرعت بالای زندگی، وابستگی بالا به فناوری و افزایش قابل توجه سرعت ارتباطات همه بر نفوذ این قاتل می افزایند. واکنش بدن انسان تحت فشار به صورت غریزی «جنگیدن، فرار یا منجمد شدن» است. سطح بالای آدرنالین مورد نیاز برای انتخاب راهکار «جنگیدن» می تواند به بروز علائم ناخوشایند و شدید جسمی و روانی منجر شود و سرانجام دقیقا منجر به خاموش شدن مغز شود. واکنش های «فرار» یا «انجماد» می توانند به ناتوانی در مواجهه اثربخش با فشار منجر شوند. با استفاده از انرژی گران بهای ذهنی نهفته در قسمت قدامی مغز تنها برای بقا، دسترسی به کورتکس پیشانی مغز ـ که تفکر خلاقانه واقعی در آن اتفاق می افتد ـ  محدود می شود و بدین ترتیب این قاتل توانایی خلاقیت را از بین می برد.


    برای مقابله با این قاتل:

    واکنش های عمومی خود را به فشارهای بیرونی تعیین کنید.


    در برابر فشارها بایستید ـ درک کنید که قدرت لازم را برای کنترل خود در برابر شرایط بیرونی دارید و راه های خاص خودتان را برای ایجاد توازن اثربخش میان زمان و انرژی تان کشف کنید.


    در طرح ریزی زندگی خودتان پیش دستانه عمل کنید تا فشارها را کنترل کنید. مثلا تلاش کنید یک برنامه زمان بندی تازه برای خودتان تهیه کنید که به شما زمان و فضای کافی را برای انجام کارهایی که دوست دارید و هم چنین کارهایی را که لازم است انجام دهید بدهد.


    بستری را برای رها کردن تخیل تان فراهم کنید ـ مثلا از «تمرینات چالش برانگیز برای مغز» که برای کشاندن مغز به سوی حوزه جدیدی از فرصت ها طراحی شده اند بهره ببرید.

     

    مظنون چهارم: محفل عایق ساز

    این مظنون با نام قاتل جداکننده هم شناخته می شود. این قاتل ترکیبی مرگ بار از تفکیک و شبیه سازی را به کار می گیرد که می تواند به یک وضعیت به ظاهر منطبق با استانداردها و در واقع منحرف شده منجر شود. برای این منظور او قربانیان خود را نسبت به ایده ها و اطلاعات مختلف در قرنطینه قرار می دهد که موجب می شود آن ها از قرار گرفتن در معرض عقاید گوناگون و در نتیجه دسترسی به تجهیزات احتمالا محافظ زندگی محروم بمانند. مشابه اتفاقی که با قرار دادن زندانیان در زندان انفرادی می افتد و تجربیات آن ها و قابلیت های مغز آن ها محدود می شود، عایق سازی باعث محدودشدن تجربیات و قابلیت های مغزی قربانیان خود در بلندمدت می شود. در زمانی که منابع اطلاعاتی از نظر محتوا دچار محدودیت هستند اما حجم اطلاعات بسیار زیاد و غیرقابل پردازش است، مغز به سادگی نمی تواند خود را سازگار کند و در نتیجه تنها به گزینه های مطمئن می چسبد؛ به جای این که ایده های نو و خلاقانه را بیازماید. کمبود تنوع در تیم ها و سازمان ها در تمامی سطوح نیز می تواند باعث محدودیت خلاقیت شود.


    برای مقابله با این قاتل:

    خودتان را به شکلی سنجیده در معرض انسان ها، منابع اطلاعاتی و ایده های متفاوت قرار دهید. با عقاید و ایده هایی که با مال خودتان سازگار نیستند با آغوش باز و پذیرنده برخورد کنید ـ مطمئن شوید که از دیدگاه های به ظاهر متضاد استقبال می شود.


    هنر آگاهی هوشیارانه را یاد بگیرید تا بدین ترتیب بتوانید به بخش های مختلف قابلیت ذهنی خودتان دسترسی پیدا کنید و تنها از بخش هایی که معمولا به آن ها دسترسی دارید، استفاده نکنید (از تمرین های مغزی که از قابلیت های مختلف مغز بهره می گیرند ـ مثلا برای دسترسی به کارکردهای نیمه راست و چپ مغز استفاده کنید.)

     

    مظنون پنجم: خاندان بی علاقگی

    این قاتل از کمبود انگیزه و محرک های درونی رنج می برد. افراد این دسته اغلب قربانی سیستم هایی هستند که آرزوهای آن ها را برای موفقیت از بین برده اند. این حالت اغلب در افراد شدیدا بهانه جو و بدبین دیده می شود. کمبود آشکار انگیزه، دغدغه یا اشتیاق می تواند تبدیل به «از پشت خنجر زدن» تعمدی به خود یا تعابیر نامهربانانه نسبت به خود شود. یافته اصلی مالکوم گلادول در تحقیقات اش این بود که نبوغ موفق به جای تکیه صرف بر ارث بری های ژنتیکی با معجونی از خوش شانسی ها و سخت کوشی مطلق پرورش می یابد؛ بنابراین بی علاقگی هیچ جایگاهی در فرایند توسعه خلاقیت ندارد.


    برای مقابله با این قاتل:

    میزان شور و اشتیاق خود را به کاری که انجام می دهید بسنجید و بفهمید کجا کمبود اشتیاق وجود دارد. مشخص کنید که مشکل شما بهانه جویی است یا بدبینی و علت های ریشه ای آن را بیابید.


    عادت ها و رفتارهای محافظه کارانه گذشته خود را با رویکردهای جدید به چالش بکشید ـ حتی اگر آن ها در ابتدا چندان راحت نباشند. جدولی ترسیم کنید که در آن دو ستون وجود داشته باشد: «روش معمول انجام کارها» مقابل «یک رویکرد نو».


    راه هایی را برای مرتبط کردن اشتیاق های درونی خود با یکدیگر بیابید و از آن ها به عنوان مبنای اقدامات عملی بهره بگیرید.

     

    مظنون ششم: انبوه مردم کوته فکر

    با یک رویکرد لجوجانه و اغلب خودسرانه این مظنون از این که افراد ساده لوح در دام الگوهای رفتاری استاندارد و آشنای خود گرفتار می مانند، اطمینان حاصل می کند. قربانیان او از علل عادت های فکری و رفتاری خود بی خبرند. کوته فکری به تفکر هم گرا منجر می شود؛ در حالی که یک فرایند تفکر کاملا خلاقانه پیش از انتخاب یک نقطه تمرکز، نیازمند اندیشه های متنوع است. الگوهای فکری انسانی اگر به صورت منظم به چالش کشیده نشوند، تمایل به جهت گیری به سوی این مسیرهای استاندارد یا روش های ثابت تفکر دارند. از مغز انتظار می رود که اندیشه های خود را ـ اغلب در پاسخ به اطلاعات ورودی ـ در قالب وضعیت های ثابتی که به ترتیب در پی هم می آیند، سازمان دهی کند. زمانی که یک ترتیب یا الگو تکرار شود، تبدیل به یک الگوی فکری یا ذهنیت می شود که تفکرات بعدی توسط آن به سرعت یک مسیر مشابه را طی می کنند. این الگو تبدیل به یک استاندارد و عادت نگرش به یک موقعیت یا مساله می شود. تخصص کور، تعصب و تفکر گروهی همگی نمونه هایی هستند که نشان می دهند چگونه کوته فکری خود می تواند تبدیل به یک بیانیه ارزشی شود.


    برای مقابله با این قاتل:

    «پاکی خلاقانه» را در آغوش بکشید ـ تلاش کنید هر گونه ادراک مبتنی بر تخصص را کنار بگذارید، هر گونه طرفداری یا تعصب را که ممکن است در شما رشد کرده باشد را تشخیص دهید و با هر موقعیت همانند یک کودک روبه رو شوید.


    متنوع فکر کردن را در خود با کمک تمرین هایی که آن را تشویق می کنند تقویت کنید.


    با کفش دیگران راه بروید تا بتوانید روش های مختلف فکر کردن را پیدا کنید. مثلا به یک مساله که باید حل شود فکر کنید، اقدامات معمول خود را تعیین کنید و سپس در مورد مسیرهای مختلفی که اگر دیگران به جای شما بودند آن ها را برمی گزیدیند بیندیشید. ببینید آیا می توانید به چندین راه حل مختلف مساله دست پیدا کنید یا نه.

     

    مظنون هفتم: قدرت بدبینی

    یک قاتل خاموش دیگر که همانند یک سلاح شیمیایی عمل می کند. این قاتل با زیرکی با کمک گرفتن از یک ذهنیت زهرآگین تباهی می آفریند. مبتلایان به این بیماری از ابتدا به روش های منفی ارتباط برقرار می کنند و سرانجام تلاش های خود و دیگران را برای خلاقانه فکر کردن نابود می سازند. بدبین ها زمانی که اوضاع مساعد نیست، تمایل به سرزنش کردن خود دارند و با هر تجربه منفی برای دوباره تلاش کردن دچار تردید می شوند. اغلب انسان ها به احتمال زیاد از این موضوع بی خبرند که ما انسان ها دچار یک انحراف طبیعی از تفکر خلاقانه هستیم که با توانایی ما برای تشخیص یک ایده خلاقانه در زمانی که به آن می رسیم تداخل دارد؛ بنابراین مهم است که تأثیر عمیق این قاتل را بشناسیم و با آن مبارزه کنیم.


    برای مقابله با این قاتل:

    یک سرگرمی یا ورزش جدید را شروع کنید و تا زمانی که در آن به استادی برسید دست از تلاش نکشید.


    هنر مثبت حرف زدن با خود و خوش بینانه فکر کردن و ادبیات خوش بینی را بیاموزید.


    عبارات و تجربیات محدودکننده را در قالب نتایج مثبت ویرایش یا بازتعریف کنید. تلاش کنید یک دفترچه خاطرات داشته باشید که در آن وقایع هر روز زندگی تان را ثبت کنید ـ سپس بررسی کنید چقدر از آن ها به شکل مثبت ثبت شده اند و چقدر هم به شکل منفی. تلاش کنید تا تجربیات منفی را به شکل مثبت تعریف کنید.

     

    اندرو و گایا گرانت / علی نعمتی شهاب



    صفحات داخلی| اجتماعی
    نام منبع: مجله پنجره خلاقیت
    شماره مطلب: 2468
    دفعات دیده شده: 1001 | آخرین مشاهده: 5 ساعت پیش
مرتبط
  • مصاحبه با آقای محسن اصفهانیان مدیرعامل و موسس شرکت گراد

    مصاحبه با آقای محسن اصفهانیان مدیرعامل و موسس شرکت گراد
    توسط فاطمه غضنفری عضو طرح همیار کارآفرین از دبیرستان فرزانگان منطقه
    صفحات داخلی | اجتماعی | دوشنبه 12 خرداد 1393
  • مقالات مرتبط با خلاقیت

    مقالات مرتبط با خلاقیت
    شمارهعنوان مقاله1وجه تاریک خلاقیت 2نحوه پرورش خلاقیت در کودکان 3مفاهیم خلاقیت چیست؟ 4شش کلاه تفکرو خلاقیت 5روش برای خلاقیت بیشتر در کار 6خلاقیت،ضرورت و اهمیت 710نکته برای استخدام افراد خلاق 8تکنیک خلاقیت 1 9تکنیک خلاقیت 3 10هفت علت مهمی که همیشه …
    خلاقیت | علمی | شنبه 3 خرداد 1393
  • مقالات مرتبط با کارآفرینی


    برجسته ترین مهارت های مدیریتیطرز فکر نوآورانه و تحقق ایده هامزایای کارآفرینی چیست؟ بررسی مفهوم کارآفرینی اجتماعیتکنولوژی فکر، خلاقیت و نوآوری در سازمانتصمیم گیری در مدیریتچرا جوانان از کارآفرینی می ترسند؟14 اشتباه فاحش مدیریتپرسشی که کارآفرینان باید از خود بپرسند.ده …
    صفحات داخلی | اجتماعی | دوشنبه 29 اردیبهشت 1393
  • تحول آفرینان اقتصادی ربع قرن اخیر


    طی سال های اخیر سرعت تحولات در حوزه های مختلف مالی، اقتصادی، فناوری و... جهان افزایش یافته است.   برترین تحول آفرینان ربع قرن اخیر 25 سال پیش نسبت به اکنون، در بازارهای مالی تعداد بسیار کمتری شرکت وجود داشت، شرکت وال مارت هنوز جزو 500 شرکت بزرگ آمریکایی قرار نگرفته بود، …
    صفحات داخلی | اجتماعی | دوشنبه 22 اردیبهشت 1393
  • ورزش های مخصوص مغز و فواید آنها


    تحقیقات جدید نشان می دهد که ورزش مغز به طور منظم به میزان قابل توجهی احتمال ابتلا به بیماری های مربوط به زوال عقل، مثل آلزایمر را کاهش می دهد.   خبرنگار پزشکی، دکتر امیلی سنای، می گوید، وقتی صحبت از فواید ورزش منظم مغز پیش می آید، هیچ پاسخ قاطعی وجود ندارد. اما، او …
    صفحات داخلی | علمی | دوشنبه 22 اردیبهشت 1393